تخطي إلى المحتوى الرئيسي

داراب نامه ( فارسى ) — صفحة 775

مساهمون:

ص٧٧٥
لباس و سلاح آنان هميشه از شكوه و جلال آنان و كشورشان حكايت مىكند . هفتم - در اين داستان نيز مانند بيشتر داستانهاى پهلوانى پيشرو همهء جنگاوران و پهلوانان ايران خاندان پهلوانى سيستان است . در اين داستان ( متن فارسى و عربى ) از خاندان پهلوانان سيستان پيلزور ، فرخ‌زاد ، بهزاد ، پيلتن ، اردوان ، و رستم‌زاد معرفى ميشوند كه در داستانهاى ديگر نامى از آنان نيست و اين شش پهلوان را بايد بر پهلوانان ديگر آن خاندان كه نسبشان به كرشاسب ميرسد افزود يعنى بر كرشاسب ، نريمان ، سام ، زال ، زواره ، رستم ، فرامرز ، سهراب ، شهريار ، آذربرزين ، برزو ، جهانگير ، بانوگشسب . - خاندان كرشاسب درين داستان مانند نياكان خود همچنان جهان پهلوان و سپهسالار لشكرند . سپهسالار و جهان پهلوان داراب پيل زورست و جاى او را بهزاد بعد از كشاكشى كه با فرخزاد داشت ميگيرد و در دوران ملك بهمن اين مقام را اردوان پسر فرخزاد بدست مىآورد . در داستان دارابنامهء فارسى جانشين واقعى رستم‌دستان و كسى كه مانند آن پهلوان با ديو و اژدها مىجنگد و بمهالك عظيم مىافتد و از آنها پيروز بيرون مىآيد ، بهزاد شكست‌ناپذير است كه يكى از داستانهاى او يعنى جنگ با صندلوس ديو در حقيقت دنباله‌يى از داستان جنگ رستم با اكوان‌ديو است كه در شاهنامهء فردوسى بخلاصه‌يى از آن اشاره شده و گويا در رستم‌نامهء آزادسرو كه فردوسى در شاهنامهء خود بدان اشاره و از آن استفاده كرده است ، مفصل‌تر از شاهنامه نقل شده بود . باقى اولاد پيل‌زور و نوادگان او هم مانند نياى خود رستم ، پهلوان و زيبا و مبارز فاتح‌اند خاصه فرخ‌زاد و پسرش اردوان . هشتم - دشمنان ايران درين داستان تقريبا داراى همان خصائلى هستند كه در ديگر داستانهاى پهلوانى مىبينيم يعنى مانند همهء آنان ظالم ، دروغزن ، حيله‌گر و زبون‌اند و هميشه مجاهداتشان بنتيجهء بد مىانجامد . همهء آنان بعد از مدتى جنگ و ستيز با ايرانيان و احساس ضعف و زبونى بديوان و ساحران متوسل ميشوند و از نيروى اهريمنى آنان براى شكستن ايرانيان استفاده مىكنند و اگرچه در آغاز كار كاميابند ليكن سرانجام ازين كار نيز بهره‌يى نمىگيرند و كارشان بناكامى و شكست مىكشد . علاوه بر اين گونه دشمنان برخى از نيروهاى اهريمنى از قبيل