تخطي إلى المحتوى الرئيسي

داراب نامه ( فارسى ) — صفحة 774

مساهمون:

ص٧٧٤
قابل انطباق بر آنهاست . باقى مطالب از اختراعات قصه‌گويان است و بعيد نيست اين اختراع از روزگاران قديم ، مثلا نخستين قرنهاى اسلامى كه بازار قصه پردازان ايرانى رواج داشت ، صورت گرفته باشد . دوم - تمام داستان ، اگرچه پهلوانيست ، ليكن بر گرد ماجراجوييهاى جهانگيرانه يا پهلوانانه دور نمىزند ، بلكه علة العلل همهء وقايع عشق پادشاه‌زادهء ايران بشاهزادهء يمن است و بعد از آن مشتى عشقهاى پراگنده آن را تكميل مىكند و وقايع جديدى ببار مىآورد و در ميان پهلوانان كسى كه مثل بهزاد پسر پيلزور بيشتر بدنبال ماجراهاى پهلوانى برود كمترند . سوم - در اين داستان هم مثل همهء داستانهاى پهلوانى و حماسى ايران شاه و شاهزادگان مدار كارها هستند . همهء چرخهاى مملكت براى آنان و بخاطر آنان مىچرخد ، حاكم بر جان و مال همهء افراد آنانند ، دوستدارى ايشان مبناى دين و اخلاق است و سرپيچى از فرمانشان گناه بزرگ شمرده مىشود ، در راه دفاع از نام و ننگ آنان همه خود را با جان و دل فدا مىكنند . شاهان مظهر واقعى شجاعت و جنگاورى و جلادت‌اند ، ترس و بيم را در آنان راه نيست ، فر كيانى همه‌جا با ايشان همراهست ، و در هر مضيقه‌يى كه بيفتند بتأييد الهى از آن بيرون مىجهند ، زيبا و خوش‌اندام‌اند و همه در برابر جمالشان مسحور و مقهور ميشوند . چهارم - ايرانيان چون بر حق و عدالت كار مىكنند همه‌جا با تأييد الهى همراهند و چون كار بر آنان سخت شود در آخرين لحظات يزدان نيكى ده بفريادشان مىرسد و حتى از دار و تيغ سياف رهاييشان مىبخشد . پنجم - هيچيك از جنگهاى ايرانيان بناحق و از راه تعرض صورت نگرفته بلكه يا براى دفاع از مملكت است و يا براى مقابله با دشمن بدخواه و يا براى دفاع از حق و حقيقت و در حاشيهء اين حق‌جوييها جهانگشاييهايشان هم تأمين مىگردد . ششم - پهلوانان ايران همه مردمى زيبا ، شايسته ، جوانمرد ، تناور ، زورمند ، شجاع ، جنگاور و پيروز ، مهربان ، عفيف و خداپرست‌اند . براى كشور و شاه با دل و جان مىجنگند و از افگندن خود در مهالك براى آنها امتناعى ندارند . اسب و