تخطي إلى المحتوى الرئيسي

داراب نامه ( فارسى ) — صفحة 768

مساهمون:

ص٧٦٨
و در پاره‌يى موارد محرف به نظر ميرسد و مسلما دستبرد ناسخان درين امر بىتأثير نبوده است . اسم ملك داراب همه‌جا « ملك‌ضاراب » آمده است و اسم طيطوس « طيطلوس » و اسم الياس به صورت « اليان » است كه در نسخهء فارسى گاه « الياس » و گاه « اليان » ضبط شده . روشن‌راى وزير ملك داراب « روش الراى » است و فرخ‌زاد « فرخوزاد » و گلندام « كولندان » و بادرفتار « بدرفتات » و تمرتاش « تمرتاج » و صغيرك عيار به صورت صحيح‌تر « كودك » و پيلتن « بيلتا » و بهمن زرين‌كلاه ( بهمنزار قلى » و بهمن زرين قبا ( بهمنزار قبا ) و مظفر شاه « مصفر شاه » و شيرين‌سوار طالقانى « شيرين الشبلى الطالقانى » و توران‌دخت « طوران‌تخت » . بر رويهم ذكر اين نكته لازم است كه متن عربى داستان كوتاهتر ولى كاملتر و قصه در آن تمام و كامل است و مترجم يا گزارندهء متن عربى از اشعار فراوان عاشقانه كه به زبان عاشقان و معشوقگان رفته است در كتاب گنجانيده و چنان كه خود گفته آنها را از اشعار شاعران معروف انتخاب كرده است . غير از ترجمهء فارسى اين داستان ترجمه‌يى بتركى هم از آن بدست صالح بن جلال براى سلطان سليم خان بنام قصهء فيروز شاه صورت گرفته است « 1 » . اما دربارهء نسخهء حاضر كه آن را « داراب‌نامه » ناميده‌اند و قاعدة ميبايست « فيروزنامه » يا ( كارنامهء فيروز شاه ) و يا « قصهء فيروز شاه » ناميده ميشد ، به همان نحو كه در مقدمهء جلد اول گفته‌ام گزارش « مولانا شيخ حاجى محمد بن شيخ احمد بن مولانا على بن حاجى محمد طاهرى ( يا : طامرى ) المشهور به بيغمى » از قصاصان ميان قرن هشتم و قرن نهم هجرى است كه آن را بر محرر و كاتبى كه دفترخوان يعنى خوانندهء قصه‌ها در نزد امرا و بزرگان بوده و محمود دفترخوان نام داشته ، املاء كرد و او نوشت . در متن داستان بكرات ابياتى ببحر متقارب دربارهء داستان فيروز شاه يا داراب‌نامه مىيابيم كه در خيلى از موارد درست دنبالهء مطلب منثور در آنها گرفته شده است . دربارهء اين ابيات كه شمارهء آنها زياد و معمولا ابيات متوسط و گاه سست است در ذيل غالب صفحات اشاره كرده و گفته‌ام كه يا از گزارندهء داستان و يا از داراب‌نامهء
هامش
( 1 ) - كشف الظنون چاپ استنبول ج 2 ، 1943 ميلادى ، ستون 1328 .
داراب نامه ( فارسى ) — صفحة 768 | مولانا محمد بن احمد بيغمى