از صحيفهء نهم از جلد اول تحرير عربى ملاحظه مىكنيم يعنى از آنجا كه داراب بعد از بيست و پنج سالگى بفكر زناشويى مىافتد . بعد ازين هم اختلاف ميان دو تحرير كم نيست اما اساس و مبناى داستان و كيفيت بروز حوادث و وقايع و همچنين نزديك به تمام افراد داستان يكسان و بر يك نهج هستند با اين فرق كه در نسخهء فارسى بافزودن قصههاى عجيب و ماجراهاى شگفتانگيز حيرتبخش توجه فراوان شده و از اين راه هم شاخ و برگهايى بر داستان اضافه كرده و هم آن را مفصلتر از آنچه بوده است نمودهاند چنان كه از اواسط جلد سوم متن عربى يعنى آنجا كه فتح روم پايان مىپذيرد و ملك داراب بجانب ايران حركت مىكند ديگر براى فيروز شاه حادثهيى از آن قبيل كه در دارابنامهء فارسى مىبينيم رخ نمىدهد و او بعد از رسيدن مددهاى ملك داراب راه چين در پيش مىگيرد ؛ و همچنين است براى بهزاد كه بعد از بهبود در سپاه ايران ميماند و سپهسالار فيروز شاهست و حال آنكه در تحرير فارسى براى هردو قصههاى عجيب در سرزمين پريزادان و شهر خفتگان و نظاير اينها چنان كه خواندهايد ، رخ مىدهد و ازين راه داستان بتفصيل مىگرايد .
پس معلوم مىشود كه در تحرير فارسى موضوع داستان به فتح روم رسيده بود و بعد از آن مىبايست فتح چين و فتح هند و كشمير و سودان و حبشه و قصهء زناشوييها و زادن پهلوانزادگان و پادشاهى بهمن پسر فيروز شاه از آغاز دفتر هفتم ببعد مذكور افتد . اكنون همچنانكه گفتيم قسمتى از باقى اين داستان يعنى مجلد سوم آن در كتابخانهء دانشگاه اوپسالا موجودست . پس جلد دوم و جلد چهارم فعلا در دست نيست و ما اين قسمتها را از روى متن عربى خلاصه كرده و در پايان داستان فارسى گذاردهايم و خواننده ميتواند بدان رجوع كند .
دربارهء متن عربى بايد اين نكته را بيفزايم كه آن هم مانند متن فارسى به اجزائى تقسيم مىشود و هر جزء در اينجا جانشين يك دفتر اما از آن بمراتب كمتر است چنان كه پايان دفتر ششم در نسخهء فارسى مطابق است با اواسط جزو بيست و ششم از متن عربى و اين متن مجموعا چهل و يك جزو دارد .
در متن عربى اسامى فارسى با تغييراتى آمده چنان كه در پارهيى موارد درستتر
داراب نامه ( فارسى ) — صفحة 767
مساهمون: مولانا محمد بن احمد بيغمى
ص٧٦٧