تخطي إلى المحتوى الرئيسي

داراب نامه ( فارسى ) — صفحة 765

مساهمون:

ص٧٦٥

37 يادداشتها و ملاحظات

درست دو سال پيش ازين ، مقدمهء جلد اول اين كتاب را نوشته و در آن قسمتى از اطلاعات را كه خوانندهء گرامى اين داستان حاجت داشت مذكور داشته‌ام و اينك پس از گذشت هفتصد و سى و يك روز برآرندهء جهان و نگارندهء آسمان اين ضعيف را توفيق نگاشتن باقى مطالب را دربارهء دارابنامه ارزانى فرمود . در مقدمهء جلد اول حدس زده بودم كه نام اين داستان دارابنامه نيست زيرا سراسر كتاب بهنرنمايى و جنگاورى و جهانگشايى فيروز شاه پسر ملك داراب مشحونست و چنين انديشيدم كه نام اين كتاب ميبايست « فيروزنامه » باشد . پارسال تابستان دوست فاضل ارجمندم آقاى دكتر محمد محمدى استاد دانشمند دانشگاه تهران و رئيس كرسى فارسى دانشگاه لبنان از بيروت به تهران آمد و مرا بوجود يك قصهء عربى چاپ شده بنام « قصة فيروز شاه ابن الملك داراب « 1 » » بشارت داد و آنگاه آن نسخه را كه در چهار مجلد بطبع رسيده است از راه لطف و مرحمت برايم خواست و به اين حقير ارزانى داشت . قرائت كتاب مسلم كرد كه اين همان قصه‌ييست كه ما بنام دارابنامه مىشناختيم و فقط در تمام داستان ملك داراب به « ملك ضاراب » تحريف شده است . طبع اول اين داستان در تاريخ 20 شوال 1366 هجرى در مصر بانجام رسيد « 2 » .
هامش
( 1 ) - در اصل : ضاراب . ( 2 ) - بقيهء داستان فيروز شاه ( مجلد سوم ) باسم « قصه و داستان فيروز شاه بن ملك داراب » در كتابخانهء اوپسالا موجود است .
داراب نامه ( فارسى ) — صفحة 765 | مولانا محمد بن احمد بيغمى