تخطي إلى المحتوى الرئيسي

داراب نامه ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
قيصر بيرون جست ، با طيفور وزير و با پسران شاه سرور يمنى بيرون آمدند ، و در شهر منادى كردند كه خلق اسطنبول در سلاح شويد و مردانه باشيد كه ايرانيان اندك‌اند ، جمله را در ميان گيريد و پاره‌پاره كنيد . روايت كند راوى داستان كه بيك لحظه چهارصد هزار آدمى غرق سلاح شدند و رو بر در ايوان ملك ارغوش كردند . بعضى خلق بر در دروازهء شهر روان شدند . خلايق در جنگ مشغول شدند . غوغا از خلايق برآمد . زنان بر سر بامها شدند . چندان خلق در سلاح شدند كه يك ايرانى با صد كس در حرب بودند ، بلك با هزار كس و هنوز زيادت ميشدند كه شهر اسطنبول شهرى بغايت بزرگ بود و مردم دور بودند ، خبر در محلها هنوز اين دم مىرسيد . هركه اين خبر مىشنيد سلاح مىپوشيد ؛ و مىآمدند و جنگ مىپيوستند . به چهار جا جنگ بود يكى بر در ايوان ، فرخ‌زاد كه ملك ارغوش را نگاه مىداشت و حرب مىكرد ؛ و يكى ديگر بر سر ميدان ، فيروز شاه در جنگ بود كه ميخواست بر در دروازه رود و سالار ايرانى را يارى دهد كه سپاه در شهر نمىتوانستند درآمدن و فيروز شاه نيز نمىتوانست پيش رفتن كه سر راه او را گرفته بودند و مجال رفتن نبود ؛ . . . « 1 » در عمارت بود و جنگ بود و بر در دروازه جنگ بود . كار بر سپاه ايران دشوار شد كه بسيار خلق بودند و جمله جنگى ، غايت نداشت . ايرانيان از آمدن پشيمان شده بودند اما هيچ فايده نبود كه ميان شهر بود و گرداگرد دريا بود . محل رفتن نبود و خلق بسيار بودند ؛ از هزار تمن « 2 » بيشتر بودند . چون جنگ عظيم شد از هر طرف خون روان شد . ايرانيان در جنگ ، اما مولف اخبار روايت كند كه غوغا در ايوان ملك ارغوش افتاد . كنيزكان و غلامان از هر طرف دوان و گريزان شدند . شاه‌زاده مظفر شاه دربند بود و چهار خادم بر وى موكل بودند كه خدمت او ميكردند و نيكو او را رعايت ميكردند . مظفر شاه چون حيرت ايشانرا بديد سؤال كرد كه چه حالست كه ايوان ملك بهم
هامش
( 1 ) - گويا كلمه و يا كلماتى ازينجا افتاده باشد . ( 2 ) - تمن يعنى تومان بمعنى ده هزار .