تخطي إلى المحتوى الرئيسي

داراب نامه ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
من بروم و جواب سپاه ايران بگويم . اكنون عشق‌آور خواهد آمدن و سپاه خواهد آوردن . قيصر گفت قنطره كسى بود كه بپادشاهى من سر فرود نمىآورد . چند نوبت او را طلب كردم پيش من نيامد . كسى كه قنطره را هلاك كند او عظيم كسى باشد . راوى گويد كه در پاىتخت قيصر گردان كه بودند ، هيچ‌كس حريف قنطره نبودند . قيصر عجب ماند كه آيا اين عشق‌آور چه كسى باشد ؟ طم‌طام وزير گفت كه سپاه ما چهارصد هزاراند و سپاه ايران سيصد هزار و هنوز سپاه ما جمع خواهد شدن . در ملاطيه جاى جنگ كردن نيست . مصلحت در آنست كه به لاله‌زار رويم كه آن صحرا چهل فرسنگ است . جاى جنگ آنجا بهتر است . سپاه آنجا مىبايد كه جمع آيند . پهلوانى سراپرده و تخت شما را ببرد و جاى بهتر از براى سپاه ما بگيرد كه طرف دست راست را سبزه و آب بهتر است . چون جنگ شما و سپاه ايران مدتى خواهد كشيدن ، اولىتر « 1 » آنست كه جاى بهتر از آن ما باشد . قيصر گفت پهلوان خام‌انديش تخت و سراپردهء ما را ببرد و جاى خوب‌تر از بهر ما بگيرد كه ما نيز متعاقب برويم . خام‌انديش خدمت كرد و گفت بجان فرمان برم . حكم شد كه خام‌انديش با ده هزار مرد بروند . خيمه و سراپردهء قيصر را با تخت قيصر ببرند . مينو فرنگ درين سپاه بود . چون حالها را معلوم كرد ، رو بسپاه ايران نهاد . بملاطيه آمد و خبر آورد كه سپاه جهان بر قيصر جمع شد . قيصر جنگ در لاله‌زار خواهد كردن . خام‌انديش با ده هزار سوار سراپردهء قيصر با تخت قيصر به لاله‌زار مىبرند ، تا جاى خوب‌تر از براى قيصر بگيرند . فيروز شاه گفت از مبارزان ما نيز يكى برود و جاى خوب‌تر از بهر ما بگيرد . حكم شد كه پهلوان بهمن زرين‌قبا برود و اين خدمت بجاى آورد . بهمن زرين‌قبا با هفت هزار سوار با سراپرده و خيمه و بارگاه ملك داراب عزم لاله‌زار كردند . چون بهمن زرين‌قبا بدان مرغزار رسيد ،
هامش
( 1 ) - در اصل : اولى در .