نرم بود « 1 » ، - بسبب رطوبت غريب - كه ايشان را بود .
و « 2 » مزاج گرم به حكم جوان بود ، و مزاج سرد به حكم پير « 3 » * بود * و هر چند حرارت غريزى بيشتر بود ، نبض قويتر « 4 » ، و هر چند حرارت غريب بيشتر بود « 5 » - نبض ضعيفتر بود .
و نبض بهار « 6 » چون نبض جوانان بود ، و نبض تابستان خرد ، و سريع ، و متواتر بود « 7 » ، و نبض زمستان ضعيف « [ و ] » متفاوت ، و بطيء بود .
و آن خزان - صلب و صغير بود .
و نبض سير « 8 » از طعام معتدل عظيم ، و « 9 » سريع ، متواتر بود ، و از طعام بيشتر « 10 » مختلف ، و بىنظام بود « 11 » ، باندازهء افزونى و اگر هضم افتد نبض
هامش
( 1 ) - بود و - آ .
( 2 ) - بى : و - ب .
( 3 ) - بى : پير - آ .
( 4 ) - بى : و هر چند حرارت غريزى بيشتر بود نبض قويتر - د .
( 5 ) - حرارت غريزى كمتر بود - ب - ج ، - بى : بود - د . - « و لا تظنّنّ انّ الحرارة الغريزية توجب تزيّدها نقصانا فى القوّة بالغة ما بلغت ، بل توجب القوّة فى جوهر الروح ، و الشهامة فى النفس و الحرارة التابعة لسوء المزاج كلما ازدادت شدّة ازدادت القوّة ضعفا » - ( قانون ص 84 ) .
( 6 ) - ببهار - آ .
( 7 ) - بى : بود - د .
( 8 ) - نسخهء « آ » بعد از « جوانان بود » چنين است : « خرد سريع و متواتر و نبض پران » .
( 9 ) - بى : و - د ، - و معتدل - آ .
( 10 ) - بى : بيشتر - آ .
( 11 ) - بودى بنظام - ب ، - بودى بنظا - ج ، - بود بىنظام - د . طعام بسيار قوّت را فرو گيرد ، و گرانبار كند ، و نبض بدان سبب مختلف و بىنظام شود . ( ذخيرهء خوارزمشاهى ) .