فصل ( نهم ) اندر سببهاى نبض
اوّلا بدان كه به همه « 1 » بابها نبض « 2 » نيكو آن است - كه معتدل باشد ، الّا بقوّت - كه هر چند بيش باشد بهتر باشد . و سببهاء نبض اصلى كه ماسكه خوانند سهاند :
آلت - كه « 3 » رگ است .
و قوّت - كه جنباننده است .
و حاجت - كه تبش است .
اگر آلت نرم بود ، و قوّت قوى * ( بود ) * و حاجت بسيار بود ، تبش « 4 » رگ عظيم آيد ، و اگر در يكى خللى بود رگ عظيم نبود ،
هامش
نبضى است كه محسوس مىگردد در آن عرق : - كه گويا خيطى و ريسمانيست ملتوى كه مىپيچد و منتقل ( ظ : منفتل ) مىگردد ، و سبب اين اختلاف در تقدّم و تأخر است به آنكه حركت نمايد جزئى از عرق پيش از وقت آن و يا بعد از وقت آن سبب ( ظ : بسبب ) صلابت آلت و پيوست آن و لهذا بسيار در امراض يابسه عارض ميگردد ، و شيخ الرئيس ( در قانون چاپ طهران ص 82 - 83 ) از باب اختلاف در بين تقدّم و تأخر و وضع دانسته و حق آنست كه از جنس منشاريست هنگامى كه اسباب آن ضعيف باشد و يبوست قوى » انتهى .
( 1 ) - بى : به همه - ج ، - اندر همه - د .
( 2 ) - بى : نبض - آ .
( 3 ) - بى : كه - ج .
( 4 ) - بى : تبش - آ - د ، - بيش - ب ، - اعنى تبش - ج .