نيكو شود ، و اگر نيوفتد « 1 » تيز شود ، و همچنين از شراب ، و آب بفعل « 2 » ضعيفتر است از شراب .
و نبض باوّل خواب « 3 » خرد بود ، و ضعيف بود « 4 » - از جهت گريختن « 5 » حرارت غريزى باندرون « 6 » ، - تا غذا را هضم كند ، و بطيء بود - و متفاوت ، و « 7 » چون طعام هضم يابد ، حرارت از اندرون بيايد « 8 » ، و نبض نيك « 9 » شود ، پس اگر [ در ] خواب دير بماند ديگر باره ضعيف شود ، و اگر خفته را اندر شكم طعام نبود - خواب نبض را بسردى برد ، و چون خفته « 10 » بيدار شود - نبض عظيم شود ، و اندر آن وقت لرزان بود .
و رياضت كردن « 11 » به اندازه نبض را نيك كند ، و رياضت بافراط نبض را صغير - و سريع و متواتر كند « 12 » ، و چون بيشتر شود - سريعى كم شود « 13 » ، و متواترى زيادت گردد « 14 » و باشد - كه گرمابه - و آب گرم
هامش
( 1 ) - نيفتد - ب - ج .
( 2 ) - بقول - ب - ظ .
( 3 ) - حواث - آ .
( 4 ) - بى : بود - ب - ج .
( 5 ) - كريحانى - ج .
( 6 ) - تا اندرون - ج .
( 7 ) - بى : و - ب - ج .
( 8 ) - نيايد - آ .
( 9 ) - نيكو - ب .
( 10 ) - و چون از خفتگى - ب ، - چون از خفتگى - ج ، - چون خفته - آ .
( 11 ) - بى : كردن - آ - د .
( 12 ) - بى : كند - د .
( 13 ) - بى : شود - ب .
( 14 ) - گرد - د .