تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رگشناسى يا رساله در نبض ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
اوّلا « 1 » مر « 2 » نبض را نيكو كند آنگاه چون اندر « 3 » تن سرد « 4 » شود نبض را ضعيف كند ، و اما آب سرد - اگر سرديش غوص كند « 5 » اندر تن ، نبض را « 6 » به حكم سردى برد « 7 » ، و اگر نكند كه « 8 » حرارت غريزى را جمع كند « 9 » نبض را نيكو كند . و آبستنى زنان مر حاجت را « 10 » بيفزايد ، كه هم مادر را « 11 » بايد و هم فرزند را ، پس نبض بزرگتر بود از طبيعى ، و بقوّت سر بسر - و سريع بود ، و عظيم و متواتر ، و رگ بأول درد عظيم - و سريع ، و متواتر بود ،
هامش
( 1 ) - نسخهء « آ » پس از « نبض را » چنين است : « سريع كند - و صغير و متواتر كند و باشد كه آب گرم اولا » . و نسخهء « ب » و « ج » پس از « گردد » چنين : « و اما بگرمابه و به آب گرم اول ( بأول - ج ) و نسخهء « د » چنين است : « و اگر گرمابه كرم به اول » . ( 2 ) - بى : مر - ج . ( 3 ) - بى : چون - ج - آنگاه كه اندر - ب . ( 4 ) - اندر سر - آ . ( 5 ) - سردى كند - آ ، - سرديش عرض كند - ج . ( 6 ) - بى : را - ب - ج . ( 7 ) - بود - آ - ب - ج . ( 8 ) - بى : كه - ب - ج ، - بكند كه - آ . ( 9 ) - كندو - ب - ج . - « و اما الاستحمام الكائن بالماء الباردفان غاص برده ضعف النبض و صغره و احدث تفاوتا و ابطاء و ان لم يغص بل جمع الحرارة زادت القوّة فعظم يسيرا و نقصت السرعة و التواتر » ( كتاب القانون ) . ( 10 ) - بى : را - آ ، - موجبات را - د . ( 11 ) - از بهر آنكه فرزند اندر طلب نسيم هوا مشاركست . ( ذخيرهء خوارزمشاهى - و قانون ) .