تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
محقّق و پژوهشيان فرهيخته ، و طلَّاب با درايت علوم اسلامى ، جايگاه مبانى اقتصاد الهى قرآنى و احكام اقتصادى اسلامى - با همهء چارچوبهاى آنها - به وضوح روشن شود ، و ارتباط و پيوستگى آنها با هر گونه حكم ديگر - از اقتصادى و غير اقتصادى - آشكار گردد ؛ و معلوم شود كه اين ارتباط و پيوستگى چيزى است كه فقيه پژوهشگر و مجتهد اهل استنباط نمىتواند نسبت به آن ناآگاه باشد ، يا چشمپوشى كند و غفلت ورزد ، چه با رعايت آن هر مجتهدى مىتواند نظرهاى مطمئن و قطعى اسلام را نسبت به مال و موضوعات و احكام آن استنباط كند ، و به راه حلهاى ريشه اى اسلام براى قضاياى مربوط به مال و امكانات و سير آنها در دست مردم برسد ، و قالبهاى اسلامى اقتصاد ، و اسلامى يا غير اسلامى بودن وضعيّت مال و امكانات را در جامعه تشخيص دهد ؛ آرى ، با درك اين ارتباط و پيوستگى و مورد نظر قرار دادن آن ، استنباط مسائل مالى به صورت اسلامى و فراگير امكانپذير خواهد شد ، و از مجموع آنچه اسلام در بارهء اموال و هدفهاى فردى و اجتماعى صحيح استفاده كردن از آنها در زمينه هاى مختلف بيان كرده است ، انحرافى صورت نخواهد گرفت . و بدين گونه است كه مسائل استنباط شده شايستگى آن را پيدا خواهد كرد كه در اينجا و آنجا عملى گردد ، و هيچ گونه واپسگرايى و جداماندگى از حقايق زمان معاصر در آنها مشاهده نشود . 26 - از آنجا كه در « قرآن كريم » واژه هايى غنى و زنده وجود دارد كه براى بيان « مفاهيم اقتصادى » به بهترين وجه كفايت مىكند ، ما خود را نيازمند آن نديديم كه در تدوين مقاصد كتاب از اصطلاحات تازه بهره بردارى كنيم ؛ مثلا كلمهء « تكاثر » كه در قرآن آمده ، و كلمهء « اتراف » كه مأخوذ و مشتق از تعبيرهاى قرآنى است ، براى رساندن و بيان مفاهيمى كه در مقاصد اقتصادى ، مورد نظر است ، به گونه اى روشن و فراگير كفايت مىكند ؛ بنا بر اين اگر گاهى از واژه ها و تعبيرهاى نو در ضمن مطالب بياوريم ، براى آشنا بودن ذهنها با آنهاست و عنوان تأكيد و توضيح دارد نه جنبهء
الحياة ( فارسي ) — صفحة 57 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام