طبقهاند : شير و گرگ و روباه و سگ و خوك و گوسفند . . . » - تا آخر اين حديث شريف كه در فصل آورده شد - اين امام معلَّم در حديث خود ، به روابط غير انسانى و ستمگرانهء اجتماعى در اموال و حقوق اشاره مىكند ، و اين روابط ظالمانه را با اين تصوير بسيار روشن آشكار مىسازد ، تا بشريّت مضطر و بيچاره را از اين روابط و نتايج منفى آنها آگاه سازد . و اين بيدارگرى با وجود آن است كه تاريخ به ائمّهء طاهرين « ع » مجال نداد تا اجتماعى اسلامى و قرآنى بنا نهند ، و اقتصاد اسلامى را عملى سازند ، و جامعهء انسانى را به صورت يك خانهء بزرگ درآورند ، و پيوندهاى انسانى و برادرانه را در ميان توده ها و ملَّتها استحكام بخشند ، پيوندهايى كه مردمان را به « مواسات » فرا مىخواند كه خود مقدّمهء « مساوات » است . و سراسر تعليمات ايشان را هدفى جز رسيدن به اين گونه ديندارى و زندگى نيست .
بنا بر اين ، آيين اسلام محمّدى آن اقتصاد را نمىپذيرد كه نتيجه اش اين باشد كه قوى و توانگر ضعيف و بينوا را بخورد ، و پاره اى از مردم شير و گرگ درنده و سگ باشند و پيوسته مايهء آزار محرومان و مغلوبان اقتصادى شوند . دين محمّد « ص » هرگز زندگى جامعه اى را زندگيى اسلامى نمىشمارد ، كه آكنده از تجاوز اقتصادى و معيشتى باشد ، و گروهى از مردم آن غرق در تنعّم باشند ، و كودكانشان در خوشى و نعمت غوطه خورند ، در صورتى كه در كنار آنان شكمهايى گرسنه و جگرهايى سوخته وجود دارند ، و كسانى هستند كه هيچ گاه شكم سير به خود نديدهاند و اميدى براى زندگيى بسيار ساده ندارند ، و بدنهاى نزارشان در زير فشار رنجبرى و كارگرى به صورت پوست و استخوان درآمده است ، و مسكينانى به سر مىبرند كه در ويرانه ها و كوخها زندگى مىكنند ، يا بهتر است گفته شود ، به مرگ تدريجى خود ادامه مىدهند . و اين كيفيت - با كمال تأسّف - در كشورهاى اسلامى مشاهده مىشود ، كه مردمان آنها مسلمانند و ادّعاى معتقد بودن به اسلام دارند و به اين دين متديّنند ، در صورتى كه از پيامبر اسلام « ص » چنين روايت شده است :
الحياة ( فارسي ) — صفحة 541
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٥٤١