باشد يا به كار خريد كنيزكان ( زناشويى را بر هم مىزنم و معامله را باطل اعلام مىكنم ) ، زيرا اين عدالت است كه همه را در خود مىگيرد ( و موجب آسايش عمومى مىشود ) ، و هر كس تحمّل عدالت برايش مشكل باشد ، تحمل ظلم مشكلتر خواهد بود » . پس از غوررسى در ابعاد زندگى بشرى - آشكارا - بر ما معلوم مىشود كه انقلاب اجتماعى مدّعى اصلاح تحقّق پيدا نخواهد كرد مگر آنگاه كه همهء نواحى زندگى آدمى را - از مادّى و معنوى - فرا گيرد و روابط اقتصادى را نيز به سامان آورد . در قرآن كريم نهى از كاستن پيمانه و ترازو در جاهاى متعدّد آمده است ، در صورتى كه به تنهايى مهمترين موارد ستم اقتصادى نيست . و اين چگونگى اگر بر چيزى دلالت داشته باشد ، بيقين بر اهميّت انقلاب بزرگ اقتصادى - در منطق دين و در روش انقلابى آن - دلالت دارد .
و كم بها دادن به چيزهاى مردم ( كه از آن نهى شده است ) ، همه گونه بهره كشى را شامل مىشود ، چون روشن است كه « جمع مضاف » ( اشياء ) ، مانند كلمهء داراى « أل تعريف » ، معناى عموم دارد . بنا بر اين شايد « اشياءهم » - به حسب مناط - كار كارگران و مزد آنان را نيز شامل شود .
پس جايز نيست چيزى از آن كاسته شود ( چنان كه در احاديث نيز گذشت ) . و اين كاهش و استثمار برخاسته از دو سبب بنيادينى است كه آيات قرآنى به آن دو اشاره دارند :
1 - روابط اقتصادى فاسد .
2 - مفسدان اقتصادى فسادگستر زيانرسان به اجتماع .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 544
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٥٤٤