تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
برهنگى مردم نتيجه اى از گناهان ثروتمندان است ، به فرمودهء پيامبر بزرگ « ص » و امام علىّ بن ابى طالب « ع » و امام جعفر صادق « ع » - چنان كه احاديث و سخنان ايشان را در اين باره مكرّر آورده‌ايم - و نيز به اين دليل كه امام علىّ بن ابى طالب « ع » ، عالمان دينى را به اين امر فرا خوانده است كه « در برابر شكمبارگى ستمگران و گرسنگى ستمكشان يك لحظه آرام نگيرند و خاموش ننشينند » « 1 » ، و سخنى دارد كه معنايش اين است « اگر قرآن حاكم باشد ، ديگر در اجتماع فقير و عائله دارى نيازمند ديده نخواهد شد » « 2 » . اينها و دهها آيه و حديث ديگر - بجز دليل عقل - همه مىفهمانند كه فقر - به طور مطلق - تقدير اوّلى نيست .

دو تذييل

1 - در بارهء آكل و مأكول اقتصادى

اقتصاد آكل و مأكول « 3 » ، كه بر پايهء تكاثر و تعدّى و باطل را حق جلوه دادن ( و در جامعه هاى دينى - براى مقاصد تكاثرى - نام دين را سپر خود ساختن ) بنا شده است ، امرى است كه از امور مختلفى به وجود مىآيد ، از جمله امور خلقى مخصوص به اين اقتصاد و اهل آن ، همچون شقاوت روحى و سختدلى و بخل و آزمندى و از ميان رفتن احساس و نابودى وجدان . و چنين است كه عواطف انسانى در متكاثران شادخوار - اغلب - پايمال مىشود ، و ديگر از رحم و مهربانى يا بخشندگى يا گذشت يا از خودگذشتگى چيز چندانى در نزد ايشان بر جاى نمىماند . و اظهار تمايل آنان به معنويّات - در نزد بيشترى - سببى خواهد بود از اسباب استثمار ، و مجوّزى است براى وارد آوردن ضربه هاى كوبنده بر پيكر توده ها ، و عاملى براى آرامش وجدانهاى متكاثران و شادخواران . . . امام سجّاد علىّ بن الحسين « ع » مىفرمايد : « . . . مردمان در زمان ما شش
هامش
« 1 » « نهج البلاغه » / 52 ؛ « عبده » 1 / 32 . « 2 » « مستدرك نهج البلاغه » / 31 . « 3 » به بند « ج » ، در همين فصل و احاديث آن ، دوباره بنگريد ، صفحه هاى 520 - 522 .