تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
اين انديشه بيفتند كه حقوق آنان تضييع شده است و بايد اين حق از - دسترفته را بازپس گيرند . 4 - وجود فاصله هاى معيشتى كمرشكن در مردم ، از نظر داشتن و مصرف كردن و برخوردارى از نعمتها و امكانات رفاهى درست است و هيچ اشكالى ندارد . 5 - ثروتمند اگر چيزى به تيره بختى بخشيد و نياز نيازمندى را بر آورد ، بر او تفضّل كرده است ؛ و گيرندهء اين احسان بايد در مقابل خوراكى كه به او رسيده يا مالى كه ثروتمند به او بخشيده است از او سپاسگزارى كند چون او از مال خودش بخشيده است ( نه اينكه چنان بينديشد كه مال از آن خداست كه در اختيار توانگر قرار گرفته است و - به فرمودهء « قرآن كريم » - بايد حقوق ديگران را بپردازد ) . « 1 » 6 - حضور گستردهء فقر و نادارى در اجتماع ، امرى نيست كه اسلام با آن به مبارزه برخاسته باشد ، بلكه به تحسين و نيكو شمردن آن هم پرداخته است . . . « 2 » و امثال اين اوهام فكرى و خطاهاى اعتقادى . و چه بسا امثال اين افكار در اذهان كوتاه فكران و ساده دلان نيز خطور كند ، از آنرو كه حقيقت دين و حكمت آفرينش و جريان ميزان و عدل را درست درك نكرده‌اند . و آنچه بدان اشاره كرديم پاره اى از حقيقت واقع است نه همهء آن ، چه براى پراكنده امثال اين اوهام در ميان مردم - و بويژه محرومان - هدفهايى ديگر نيز وجود دارد ، و دستهايى - در جهان - براى رسيدن به اين هدف ضدّ انسانى و ضدّ اسلامى پيوسته در كار است . و اين امر بر هوشياران امّت پوشيده نيست . بنا بر اين ، اگر حقايق اسلامى و قرآنى - بويژه حقايق اقتصادى دين آسمانى - وارونه
هامش
« 1 » « سورهء نحل » ( 16 ) : 71 . « 2 » و اين موضوع لازمهء شايعه سازيها و تبليغهاى نادرست آنان است ، زيرا كه اين گروه چنين اعلام مىدارند كه اسلام آزادى در مالكيّت را مىپذيرد . و آزادى در مالكيّت اگر محدود نگردد ( هم از نظر كمّى و مقدارى و هم كيفى و چگونگى و هم اجرايى ) ، زمينه را براى « تكاثر » و افزونخواهى و افزوندارى آماده مىسازد . و تكاثر و آزادى آن در اجتماع ، از مهمترين عوامل پديدآورندهء فقر و محروميّت است ، چنان كه احاديثى را ملاحظه كرديد كه اين واقعيّت را صريح اعلام مىداشت .