تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
صورت « 1 » - برقرار بماند . اين دين ، براى باز پس گرفتن حقوق محرومان و بر آوردن نيازمنديهاى ايشان ، در كنار ايشان مىايستند تا به معيشت رسا و كفافى خويش كه همتراز معيشت ديگران است برسند ، و به امكاناتى دست يابند كه ايشان را در ديندارى و پرهيزگارى مددكار مىشود ، و از انحرافات اعتقادى و فقدان فرهنگ و تربيت و گرفتارى در جهل و پستى بر كنارشان مىدارد . پس بر حكومت اسلامى و علماى دين واجب است كه براى استقرار چنين نظامى اقتصادى - نه جز آن - سخت مجاهده و تلاش كنند ، و بر امّت اسلامى نيز واجب است كه در پى تحقّق بخشى به چنين اقتصادى باشند .

آگاهيى مهم

بر محقق اسلامى - خواه اقتصادى ، خواه اخلاقى - واجب است به اين امر توجّه داشته باشد كه نكوهش تعليمات اسلامى از دنيا و ترغيب به ترك آن به اين معنى نيست كه مردمان بايد در كار دنيا به اهمال و كاهلى و بيكارى و ترك كوشش و چشم پوشيدن از همهء نعمتهاى پاكيزهء آن بپردازند ، بلكه به معناى آزاد سازى دل است از دوستى دنيا و فانى شدن در آن ، و گره خوردن با آن و چسبيدن به آن ، زيرا كه اين دنيا نابودشونده است و هر چه چنين باشد ، دوستى آن شايستهء انسان عاقل نيست ؛ ليكن كوشش و تلاش در طلب مال و به دست آوردن آن براى هدفهاى شايسته و نيكوكارانه ، امرى است كه اسلام به صورتى قاطع مسلمانان را به آن فرا خوانده است ؛ پس بر انسان مسلمان لازم است كه در آنچه به دنياى او مربوط مىشود و به معيشت او و جامعه اى كه در آن زندگى مىكند وابسته است با جدّيّت بكوشد ، و چنان زندگى كند كه گويى زندگيى ابدى دارد ، ليكن بر او لازم است كه سعى و تلاش و كوشش خويش را براى دست يافتن به مال دنيا با اين سه امر مقرون سازد :
هامش
« 1 » نيز فصلهاى 27 تا 31 ، از باب 12 ( جلد ششم ) .