ساعت ) . و با اين تعبير و مانندهاى آن ، انسان را بر آن مىانگيزند تا در كار دنياى خويش بينا باشد ، و بداند كه پيوند زمانى پايان پذير او با روزها و با جهان و با زندگى دنيوى ، بيش از پيوند با يك روز بلكه با يك ساعت نيست . و كسى كه از روزگار جز روزى يا ساعتى به دست او نيست ، چگونه ممكن است به زمين بچسبد ، و همچون كسانى كه گويى از فنا ايمنند در گذرگاهى سكونت اختيار كند ؟ و چگونه همچون متكاثران و شادخواران به گرد آورى مال و منال بپردازد ؟ و چگونه به مزدوران و كارگران خود ستم روا دارد ؟ و چگونه از حال همسايگان خود غافل بماند ؟ و با چه اطمينان از انفاق كردن فزونى مال خود امتناع ورزد ؟ و چگونه از اداى حق و رعايت عدل خوددارى كند ؟ و چگونه در نعمت غلت زند ، در حالى كه در جامعهء او شكمهايى گرسنه و جگرهايى سوخته وجود دارد ؟ و چگونه براى پسران و دختران خويش زندگيى مسرفانه فراهم آورد ، در حالى كه در اجتماع پسران و دخترانى زندگى مىكنند كه تنها به بخور و نميرى و كمتر از آنى بسنده مىكنند ؟
آيا چگونه خواهد بود رفتار جامعه اى كه به خدا و روز ديگر ايمان دارد ، و به « مضمونى معادى » براى « عمل معاشى » خود معتقد است ، و بر اين باور است كه با چنين روزى مواجه خواهد شد : * ( « يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ ، تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَبَيْنَه أَمَداً بَعِيداً . . . ) * « 1 » ( از ) روزى ( بترسيد ) كه هر كس در آن هر نيك و بدى را كه كرده است حاضر ببيند ، و چنان خواهد كه ميان او و آن بديها فاصله اى دور باشد » ؛ * ( « . . . وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ ) * « 2 » جزاى هر كس براى آنچه كرده است تمام داده شود ، و بر هيچ كس ستمى نرود » ؛ * ( « وَلِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ، ) * « 3 » هر يك از مردمان را - بنا بر كارهايى كه كردهاند - درجاتى است ، و پروردگار تو از آنچه مىكنند غافل نيست ، » ؛ و * ( « يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ ) *
هامش
« 1 » « سورهء آل عمران » : 30 .
« 2 » « سورهء نحل » ( 16 ) : 111 .
« 3 » « سورهء انعام » : 132 .