در انتظار روز درو كردن ( در آخرت ) ، و جاى بازرگانى است و سوديابى ( إنّ الدّنيا دار صدق لمن صدقها . . . و متجر أولياء الله ، اكتسبوا فيها الرّحمة ، و ربحوا فيها الجنّة « 1 » دنيا خانهء راستى است براى كسى كه به راستى در آن عمل كند . . . و محل تجارت اولياى خداست ، كه در آن به كسب رحمت مىپردازند ، و سود ايشان بهشت است » . و واضح است كه « هيچ تجارتى چون عمل صالح نيست ، و هيچ سودى همچون پاداش و ثواب الهى نه » . « 2 » و انسان نمىتواند از يك زندگى انسانى سالم و منزّه از طغيان و ستمگرى و آزمندى بهره مند شود ، مگر اينكه به زندگى خود همچون پلى بنگرد كه بايد از آن بگذرد و به مقصدى عالى برسد . بنا بر اين لازم است آنچه را كه بدان نياز دارد با خود برگيرد و باقى را برجاى گذارد ، و آنچه را كه با خود برداشته است توشهء راه كند ، چنان كه امام على « ع » مىفرمايد : « . . . فليكن حظَّك من الدّنيا قوام صلبك ، و إمساك نفسك ، و التّزوّد لمعادك « 3 » . . . ( 2 ) بايد بهرهء تو از دنيا به همين اندازه باشد كه بدنت بر سر پا ماند و جانت حفظ شود و براى آخرتت توشه اى فراهم آيد » .
چارچوبهاى اقتصادى در اسلام براى تأمين چنين زندگيى مقرّر شده است ، زندگيى كفافى و مركبوار ، كه زندگى تأييد شده نيز همين است .
و زندگى كفافى كه اسلام از همگان مىخواهد تا چنين زندگى كنند ، يك امر فردى مخصوص اين يا آن كس نيست ، بلكه برنامه اى است براى زندگى افراد و جامعه ها . و در اين زندگى ديگر فقر راهى براى پريشان كردن مردم ندارد ، و تكاثر هيچ نمىتواند در جانها نفوذ كند ، بلكه همگان در سطحى مناسب از زندگى و مصرف به سر خواهند برد ، كه نه ديگر دهانهايى باز و بىخوراك ديده خواهد شد ، و نه كسانى به بيش از آنچه براى زنده ماندن كافى است و نيازمنديهاى ايشان را برآورده مىسازد دست خواهند انداخت ( . . . فلا تحملنّ على ظهرك
هامش
« 1 » « نهج البلاغه » / 1148 ؛ « عبده » 3 / 182 .
« 2 » « نهج البلاغه » / 1139 ؛ « عبده » 3 / 177 .
« 3 » « بحار » 78 / 23 .