و همچنين از سخن امام صادق « ع » : « من اطمأنّ إليها ركبته الغفلة « 1 » هر كس دل به آن خوش و آرام دارد ، غفلت بر او چيرگى يابد » ، اين است كه سبب عمدهء انحراف آدمى و سقوط او ، خود همين فرو رفتن در دنياست و تمايل داشتن و چسبيدن به آن و خود را به آب و آتش زدن براى رسيدن به مال و منال و جاه و مقام آن . و اينها امورى است كه - اغلب - از زندگى تكاثرى و اترافى جدايى ندارد .
2 - نشانه هايى از زندگى اسلامى
: هدف آيات و احاديث مذكور در اين بخش از فصل ، انكار زندگى مادّى و نفى بهره بردارى از دنيا و چيزهاى پاكيزهء آن به صورت كلى نيست ، بلكه مقصود از آنها ساختن يك زندگى سالم طبيعى براى مردم است ، تا همه به خدا ايمان آورند ، و از روزيهاى پاكيزهء او بخورند ، و به اداى واجبات الهى بپردازند ، و خداوند را سپاس گزارند ، و از آنچه دارند انفاق كنند ، و در بهره بردارى از نعمتهاى دنيا زياده روى نكنند و به زندگيى طاغوتى روى نياورند . و البته اين چنين زندگى عاملى است كه براى آدمى اين امكان را فراهم مىآورد تا بوسيلهء آن به هدفهاى هستى در زندگى دوم جاودانى - چنان كه گذشت - دسترسى پيدا كند .
و آشكار است كه چنين زندگيى مقصود بالذّات نيست ، بلكه براى چيز ديگرى مطلوب است ، چنان كه در سخنان امام على « ع » آمده است :
« الدّنيا خلقت لغيرها و لم تخلق لنفسها « 2 » دنيا براى غير خودش آفريده شده است نه براى خودش » . بنا بر اين ، دنيا مركبى است كه آدمى بايد بر آن سوار شود و از اين زندگى بگذرد و به زندگى و فرصتها و درجات بعد از آن برسد ، چنان كه در سخنان پيامبر اكرم « ص » آمده است : « اللَّيل و النّهار مطيّتان « 3 » شب و روز دو مركبند » . و اين دنيا كشتزارى است
هامش
« 1 » « بحار » 73 / 105 .
« 2 » « نهج البلاغه » / 1298 ؛ « عبده » 3 / 262 . شيخ محمد عبده مصرى در شرح اين سخن مىگويد : « دنيا به صورت راهى آفريده شده است به سوى آخرت ، و اگر براى خود آفريده شده بود ( و راه عبور نبود ) ، بايد سرايى جاودان مىبود » .
« 3 » « خصال » 1 / 68 .