* ( لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكاثُرٌ فِي الأَمْوالِ وَالأَوْلادِ . . . ) * « 1 » » ؛ و آشكار است كه آن زندگى كه قرآن كريم آن را زندگى آرايش و فخرفروشى و فزونطلبى اموال و اولاد مىخواند ، زندگى توانگران و سرمايه داران و وابستگان ايشان است ، زيرا زندگى آنان دو صورت دارد : يا غرقه در لهو و لعب و امور وابستهء به آنهاست يا بشدّت با اين امور آميخته است ، و اين گونه زندگى - در هر دو صورت - مانع آن است كه آدمى بتواند در پى به دست آوردن ملكات فاضله رود ، و در راه آماده شدن براى رسيدن به زندگى اصلى و ابدى قرار گيرد . تشبيه زيبا و نو قرآنى ، اختلاف چشمگير ميان اين دو زندگى را ، در برابر آدمى ، مجسّم مىسازد : يكى زندگى تكاثرى و تفاخرى و اترافى كه هدف آن دنيا و سيم و زر نابودشوندهء آن است ، و ديگرى زندگى متواضعانه و اقتصادى و اسلامى كه هدف آن دست يافتن به جاودانگى در اوجهاى زيباى ابديّت است . قرآن مىفرمايد : * ( « . . . كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُه ، ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراه مُصْفَرًّا ، ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً . . . ) * « 2 » ( مثل اين دنيا ) همچون بارانى است كه برزيگران را آنچه از آن رويد خوش آيد ، سپس آن ( روييده ) روى به خشك شدن نهد و آن را به رنگ زرد ببينى ، آنگاه ريز ريز گردد . . . » . و اين « تابلو » ى است از ظاهر زندگى فريبندهء دنيا : بارانى بموقع كه آنچه از آن رويد و خرّم گردد و حاصل دهد كشتبانان را خوش آيد ، با آنكه اين گياه خوش منظر ، پس از آن سبزى و زيبايى ، محكوم به زرد شدن و نابودى است ، بادهاى داغ تابستانى آن را خشك مىكند ، و دم سرد پاييزى آن را مىپراكند ، و سپس گياه خشكيده ريز ريز مىشود و بر زمين فرو مىريزد و باد آن را به اين سوى و آن سوى مىبرد ، و در زير گامها مىاندازد . و آنچه مايهء دهشتى است دهشتستان اينكه ، كار به همين جا پايان نمىپذيرد ، چه قرآن پس از عرضه داشتن اين تصوير بيداركنندهء هولناك مىفرمايد : * ( « . . . وَفِي الآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ » ) * ، يعنى كار اين زندگى تنها با فناى آن پايان نمىپذيرد ( و سرانجام كار آدمى همچون سرانجام گياه خشكيدهء بر باد رفته نيست ) ،
هامش
« 1 » « سورهء حديد » ( 57 ) : 20 ؛ ترجمهء آيه را در صفحهء 127 - 128 و 171 ببينيد .
« 2 » « سورهء حديد » ( 57 ) : 20 ؛ ترجمهء آيه را در صفحهء 127 - 128 و 171 ببينيد .