تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
بود . و به هر كشاورزى همان عايد شود كه خود كشته است . . . » ( هر كسى آن درود عاقبت كار كه كشت ) . و فطرت آدمى - چون به حال و طبع خود واگذارده شود - تمايل به آن دارد كه از اين مرحله ( دوران زندگى دنيا ) ، با مراعات حدود و حقوق و هماهنگ با قوانين حاكم بر ديگر اجزاى جهان بگذرد . فطرت آدمى - با پاكى و صفاى فطرى خود - ميل آن ندارد كه به راهى روانه شود كه پايان آن زوال و سقوط است ، بلكه خواستار رهسپار شدن در راه جاودانگى و سعادت ابدى است . انسان - چون به نور فطرت نگاه كند - خود را زندانى و گرفتار در دايره اى مىبيند كه با واقعيّت وجود گسترده و ژرف انسانى سازگار نيست ، به همين جهت تلاش مىكند و مىكوشد كه ديوارهاى اين زندان را بشكافد تا به جهان پهناور و جاودانى راه يابد و از آن آگاه شود ، يا سرى از آن درآورد . زندگى دوم : صورت ديگرى از زندگى آدمى در اين دنيا وجود دارد كه تكاثرى و اترافى نيست ، و با نظام هستى هماهنگى دارد ، و با هدفهاى اساسى آفرينش همساز است ، و با فطرت انسانى و مقتضاى فطرت سخت در هم تنيده است . اين زندگى آن است كه همچون وسيله و مقدّمه اى براى زندگى باقى جاودانى به كار رود . و اين همان زندگيى است كه محيط مناسب را براى رشد آدمى در همهء ابعاد هستى باطنى و گستردهء وى فراهم مىآورد . و حركت آدمى در اين شكل از زندگى ، با نظام عامّ تكوينى و قوانين الهى و فطرى مطابقت دارد . و بوسيلهء آن است كه انسان به بلنداى كمال شايستهء خود عروج مىكند ، و به مرتبهء جانشينى خداى متعال - اگر چه در درجاتى مختلف و سطوحى متفاوت - نايل مىگردد . قرآن كريم ، اين دو زندگى را در برابر بشريّت در پرده هايى زنده چنان مصوّر مىسازد كه سراسر جان آدمى را تحت تأثير قرار مىدهد ، و همهء قلب را مجذوب خود مىكند . از جمله آياتى كه زندگى نخستين را تصوير مىكند اين سخن خداى متعال است : * ( اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا ) *
الحياة ( فارسي ) — صفحة 500 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام