تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨

نگاهى به سراسر فصل

1 - نشانه هايى از زندگى تكاثرى

: تعليمات اسلامى مردمان را به شناختن دنيا و آنچه در آن است - با عاقبت انديشى و هوشيارى - برمىانگيزد . شناخت دنيا غير از شناخت عالم است به صورت كلى . عالم لوحه اى زنده و با شكوه است كه در آن مظاهر كمال سرمدى متجلَّى مىشود ، و آدمى از حكمت و نظم و عدل آن آگاهى پيدا مىكند ؛ و قرآن و احاديث از انسان مىخواهند كه به تفكَّر و تدبر در اين مظاهر بپردازد . عالم اين است ، ولى دنيا و زندگى دنيوى ( كه بخشى از تعليمات قرآنى و حديثى مخصوص شناساندن آن است ، تا آدمى آن گونه كه شايسته است اين دو را باز شناسد ) ، پيوند خاصّى با انسان و سرمايه اى كه در دست او است - يعنى عمر و زندگى او - دارد . و مقصود از دنيا - در اين چار چوب - زندگى آدمى در دنيا و ايام عمر او و مشاغل و اوضاع و امكانات و احوال و اعمال وابستهء به آن است . و از واجبات انسان ( كه در اين دنيا به سر مىبرد و چند روزى در آن مىگذراند و بايد حساب همه چيز را پس بدهد ) ، يكى آن است كه اين زندگى و واقعيّت آن و مشاغل و مسئوليّتهاى آن را - چنان كه شايسته است - بشناسد ، تا در كار خود بصير باشد و از عمر خويش سود ببرد ، و فرصت آگاهى از حقيقت اين زندگى و ابعاد آن و چهره هاى گوناگون آن ، و هر چه كه به آن سود يا زيان مىرساند به دست آورد ، چه انسان با چنين آگاهى و شناختى مىتواند زندگى خود را وسيلهء فراهم ساختن چيزى سازد كه از او خواسته شده است ، و به خير و سعادتى جاودانى كه براى او فراهم شده است دسترس يابد ، و از آنچه مايهء بدبختى و بدعاقبتى او است دورى گزيند . و آشكار است كه زندگى آدمى - كه محدود به دورهء كوتاه و پايان پذيرى است كه انسان در اين سياره زندگى مىكند و قرآن آن را
الحياة ( فارسي ) — صفحة 498 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام