مبالغه مىشود كه امام على « ع » مىفرمايد : « لا تستعظمنّ أحدا حتّى تكشف معرفته « 1 » به بزرگداشت هيچ كس برمخيزيد مگر آنگاه كه اندازهء معرفت او بر شما آشكار شود » . و بدين گونه به مردم مىآموزد كه جز به تكريم اهل معرفت و كمال برنخيزند ، و از تكريم صاحبان ثروت خوددارى كنند ، آنان كه جز ثروتمندى ، هيچ قدر و قيمتى ندارند ، و در كار دانش و معرفت اهتمامى نمىكنند . و اين ايستارى كه اسلام برگزيده است آشكارا تأكيد مىكند كه ارزشها جز به فضيلتها تثبيت نمىشود .
( 5 ) - بىنياز گشتن با قناعت : واقعيّت بىنيازى و نيازمندى در چيزهاى خارجى و كالاهاى مادّى و اعتبارهاى ملكى تجسّم پيدا نمىكند . آرى ، بود و نبود اين گونه چيزها تأثير مهمّى در پيدايش غنا و فقر مادّى دارند ؛ چيزى كه هست ، غنا همچون عاملى براى آرامش نفس و بىنيازى آن ، و فقر همچون عاملى براى پريشانى خاطر و نيازمندى ، به طور كلى در اموال و امكاناتى كه در دست مردمان است خلاصه نمىشوند ، زيرا غنا و فقر منشئى واقعى دارند در نفس آدمى و صفات او ، مانند آبرودارى و قناعت يا حرص و زياده خواهى ؛ از اين رو انسان قانع بىنياز است هر چند چيزى اندك داشته باشد ، و انسان آزمند فقير است هر چند بسيار ثروتمند باشد ، چنان كه امام موسى بن جعفر « ع » مىفرمايد : « من قنع بما يكفيه استغنى ، و من لم يقنع بما يكفيه لم يدرك الغنى أبدا « 2 » هر كس به آنچه او را بسنده است قناعت كند ، بىنياز است ، و هر كس چنين نباشد ، هرگز به بىنيازى نرسد » . و اين حكمت كاظمى ، صورتى واقعى از بىنيازى و نيازمندى را در برابر ما مصوّر مىسازد : هر كس به اندازهء كفاف قناعت كند ، هم از لحاظ روحى و درونى و هم از لحاظ ظاهرى بىنياز است . و هر كس به اندازهء كفاف قانع نباشد و براى به دست آوردن بيش از آن بكوشد و تلاش كند و به مقصود خود برسد ، به ظاهر ثروتمند و بىنياز است ولى در درون جان خود فقير است و پيوسته نيازمند . و فقرى كه پيوسته
هامش
« 1 » « غرر الحكم » / 333 .
« 2 » « تحف العقول » / 286 .