متعمّقان آزاد انديش و علمى نگر پوشيده نخواهد ماند ، اگر چه پس از تأمّلى - بىپيشداورى - در گفته ها و بحثها .
و از اينجا به خوبى روشن مىشود كه برخى از كسان از اهل فضل و دانش كه « مكتب تفكيك » را به بىتوجهى به عقل و تعقّل يا كمتوجّهى به آن منسوب مىدارند ، كارى ناروا مىكند ، يا تعقّل را منحصر به شيوه هاى خاص برخى از مكتبهاى فلسفى مىشمارند ، كه اين ديد نيز نارواست ، و يا نوشته ها و مطالب را با دقّت نمىخوانند . . . و لا حول و لا قوّة إلا با لله العليّ العظيم .
( 3 ) - بىنياز گشتن با يقين : يكى از ارزشهايى كه تعليمات اسلامى برترين بها را به آن داده است يقين است ؛ پيامبر اكرم « ص » در اين باره مىفرمايد : « خير ما ألقي في القلب اليقين « 1 » بهترين چيزى كه به قلب القا شود ( و در قلب جاى گيرد و انسان واجد آن گردد ) ، يقين است » . يقين عبارت از رسيدن به مرحله اى از علم به واقع است كه هيچ شك و ترديدى با آن همراه نباشد ، كه در اين صورت بدان مىماند كه شخص واقع و حقيقت را ديده و قلب او به مشاهدهء آن پرداخته باشد .
پس يقين مرتبهء كامل معرفت جزمى است كه با رؤيت قلبى در هم تنيده است . و اين مرتبه از علم بزرگترين مرحله اى است كه انسان در سير وجودى خود ( جز مشاهده ) به آن مىتواند رسيد . و به همين جهت است كه اسلام انسان فاقد اين معرفت را بىنياز نمىداند ، بلكه او را فقير و مسكين مىبيند ، اگر چه زر و سيمى بسيار و امورى فراوان در تصرّف داشته باشد . و براى همين است كه امام علىّ بن ابى طالب « ع » مىفرمايد :
« مفتاح الغنى اليقين « 2 » كليد بىنيازى يقين است » ، و امام محمّد باقر « ع » مىفرمايد : « كفى باليقين غنى « 3 » يقين براى بىنيازى كفايت مىكند » .
پس غنايى براى آدمى و كفايتى براى او بدون يقين فراهم نمىآيد . و همين تعليم از آن جمله تعليمهايى است كه ارزشهاى تكاثرى موهوم و
هامش
« 1 » « بحار » 70 / 173 .
« 2 » « بحار » 78 / 9 .
« 3 » « كافى » 2 / 85 .