تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
اين مقولات ، و بالاتر از اين ، يعنى پيريزى فلسفه اى نو و « پويا » ، به دست كسانى كه صلاحيّت كافى از جهت علم و اخلاق داشته باشند ( مبادى را بدانند ، در معارف استاد ديده باشند ، نفسى سليم داشته باشند ، از آراء انتقادى بر فلسفه و عرفان بىاطَّلاع نباشند ، از نظريّهء معارفى سرهء قرآنيّون خالص - اصحاب « مكتب تفكيك - و چگونگى « تعقّل قرآنى » آگاه باشند ، در باب « برهان » و « مغالطات » ممارست كافى كرده باشند ، روحا حر و آزاد باشند و اهل تقليد و مرعوبيّت نسبت به بزرگان و مشاهير نباشند ، مقاصد ديگرى را تعقيب نكنند ، از « محكمات اسلامى » و « مسلَّمات قرآنى » و « مبانى معارفى اهل بيت « ع » » ، خوب مطَّلع باشند . . . ) ، هيچ ممنوعيّتى ندارد ، بلكه فضل است و براى شايستگان واجد شرايط و داراى صلاحيّتهاى ياد شده لازم نيز هست ؛ ليكن حقيقت همان است كه گفته شد . و اين واقعيّتى است كه - بجز خود عقل - قرآن و حديث نيز گواه سترگ آن است . پس بنا بر اين ، پيروى از « وحى » و « معصوم » ( للمتدرّب في المعارف و الواقف على العقل و مقدار استطاعته و أبعاده ) ، خود يك حركت عقلى كامل است ، زيرا عقل ابزار و وسيله است نه هدف . و روشن است كه وسيله هيچ گاه نمىتواند ابعاد هدف را مشخّص كند ؛ پس مطلق كردن عقل به گونه اى گريز از عقل و حركت بر خلاف حكم عقل است ، و سبب وقوف نيافتن بر بسيارى از حقايق و واقعيّات بيكران ، در ظاهر و باطن جهان ( از جمله واقعيّت و حدود خود « عقل » ) ، همين امر است . موفّقيّت در اين مرحله ، در گرو دو شناخت است به صورتى شايسته و با فراگيرى از اهل اين دو شناخت . اين دو شناخت يكى شناخت « عقل » و مقدار استطاعت آن است و ديگرى شناخت « وحى » و « معصوم » . تا اين دو شناخت به گونه اى در خور حاصل نگردد ، راه شناخت راستين حقايق بسته است ، اگر چه راه بحث و گفتگو و آوردن بيانات قشنگ و به كار بردن انبوهى از اصطلاحات ، و نوشتن تأليفات مفصّل باز است و ابداع آرا و مشربها ميسور است ، و ادّعاى « برهان » و « كشف » رايج . بزرگان بسيارى در اين باره ( يعنى دو شناخت ياد شده يا يكى از آن دو ) لغزيده‌اند ، و به مغاكهايى - نه در خور شأن آنان - در افتاده‌اند ، و بسيارى
الحياة ( فارسي ) — صفحة 470 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام