تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
( 2 ) - بىنياز گشتن با قرآن كريم : از مهمترين گونه هاى فقر آدمى ، فقر علمى و معرفتى است « 1 » كه برابر است با جهل به حقايق اشيا و پيوندها و قوانين آنها ، و مانعى است براى رؤيت واقعيّتهاى شگرف در سراسر اعماق درياى بزرگ هستى ، كه آدمى قطرهء كوچكى از آن به شمار مىرود ، و در درون كرانه هاى آن غوطه ور است . و اين فقر « 2 » را درمانى جز رسيدن به « علم راستين » ( مطابق با واقع ) نيست ، علمى كه واقعيّتهاى جهان و ملكوت آن را متبلور مىسازد ، و آدمى را به حقايق دو جهان « ابداع » و « آفرينش » مىرساند ، و سپس حجابهاى دو عالم را از برابر چشم او برمىدارد ، و متناسب با ظرفيّت روحى و گنجايش قلبى او به او قدرت مىبخشد . و بديهى است كه چنين علمى جز در نزد خداى آفريدگار چيزها و جهانها وجود ندارد ، كه به حقايق و قوانين و اسرار آنها آگاه است ، و بنا بر اين - به واقع - تنها در كتاب خدا و آيات آسمانى او و نزد پيامبر « ص » و اوصياى او - كه از خداوند متعال تعليم گرفته‌اند - يافت مىشود ، نه در نزد ديگران از فيلسوفان و عارفان و متفكَّران تاريخ گذشته و حال ؛ چه دانش و معرفت درستى كه واقع و حقيقت با آن مكشوف شود ، همان است كه از « وحى » يا آنچه با آن ارتباط نزديك داشته باشد - مانند علوم اوصيا « ع » - به دست مىآيد و از جز آن حاصل نمىشود ؛ و هر چه جز آن باشد فضل است ( علوم فلسفى و طبيعى و صنعتى و امثال آن ) . بنا بر اين ، رهايى از فقر علمى و بيرون آمدن از اسارت آن و راه يافتن به غناى علمى و معرفتهاى فيّاض ، براى هيچ انسانى - هر كس مىخواهد باشد - حاصل نمىشود جز با روى نهادن به كتاب خدا و تعقّل و ژرفكاوى در آن و فهم تعقّلى اسرار آن ، و دست يافتن به علوم حاملان اصلى آن كه به فرمودهء مولاى ما ، امام علىّ بن موسى الرّضا « ع » ، « بيانگران قرآنند » . « 3 »
هامش
« 1 » زيرا كه چنين فقرى موجب نداشتن « علم » است و نداشتن « قدرت » . « 2 » يعنى فقر انسان از جهت « علم » و سپس « قدرت » . « 3 » « تحف العقول » / 307 .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 467 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام