همساز باشد .
سخنى در بارهء روش كار در اين كتاب
16 - شايسته است در اينجا اشاره كنيم كه روشى كه در اين تحقيق و عرضه كردن آن در پيش گرفتهايم - به صورت مختصر - چگونه بوده است ( كه البتّه تفصيل آن را در خود كتاب و بابها و فصلهاى آن مىبينيد ) :
( 1 ) - مراجعه به كتاب خدا و استناد به آن ، با رعايت منطق ويژهء آن ( مقدّم داشتن اصول و اهداف ) كه در آغاز جلد اوّل بدان اشاره كردهايم .
( 2 ) - مراجعه به حديث و استناد به آن ، زيرا كه حديث از قرآن كريم مايه مىگيرد ، و شارح و مفسّر راستين كمّى و كيفى قرآن است ، و ما را از چار چوبهاى فكرى و عملى قرآن آگاه مىسازد . احاديث معدن فيض و بركتى است كه در ظرف مدّت دويست و هفتاد سال ، از تعليمات پيامبر اكرم « ص » و اوصياى معصوم او ، نصيب امّت مسلمان شده است ، زيرا كه آنان آنچه را در قرآن آمده است - از روى كمال شايستگى و دانايى - مورد توضيح قرار دادهاند .
( 3 ) - نگريستن به تعاليم و احكامى كه در قرآن و حديث آمده است ، به صورتى نظامدار و موضوعى ، و جستجو در بارهء آنها به شكلى مرتبط به يك ديگر - البتّه بعد از كشف اين ارتباطها تا آنجا كه براى ما ميسّر شده است - و اين روش به اين دليل مىبايست رعايت مىشد كه فهميدن ارتباط احكام بهم مربوط و ملاكهاى فردى و اجتماعى ملحوظ در آنها ، از مهمترين عواملى است كه به روشن گشتن آنها مدد مىرساند ، و پژوهشى را از درك انحرافى - يا ضعيف ، يا ارتجاعى - آنها دور مىدارد ؛ بلكه بايد گفت كه فهم صحيح هر مطلب يا حكم دينى ، بدون درك مذكور ( درك مرتبط و مجموعى ) ، امكانپذير نمىشود ، زيرا كه هر حكمى از احكام داراى دو جهت است :