و سياست و دفاع و نيازمنديهاى تازهء انسان پيدا شده است ، كه با زندگى آدمى در قرون گذشته اختلاف فراوان دارد . و روشن است كه شناخت ياد شده ، و دريافت واقعيّت در حال تطوّرى كه انسان معاصر در آن زندگى مىكند ، به هيچ روى نبايد مورد غفلت واقع شود ، بويژه براى آن كس كه در صدد استنباط احكام اسلامى و فتوا دادن بر اساس آنهاست ، و مىخواهد با آگاهى از جايگاهها و پيوندها و زيرسازهاى احكام فتوى دهد ، و اين همه را از قرآن كريم و احاديث - كه با هر زمان همراهند - استخراج كند . « 1 » - جدّى گرفتن « حوادث واقعهء اقتصادى » و فهم حقيقى آنها ، بدون توجّه به مكتبها و افكار ديگرى كه در اين زمينه وجود دارد . و بايد دانست كه جهتگيرى مؤلَّفان در اين تحقيق و عرضه داشت آن ، و قصدى كه از بيان احكام اقتصادى اسلام ( با توجّه به « محور » و « ارتباط » در احكام و قالببندى آنها به صورتى جامع و عملى كه پاسخگوى نيازمنديهاى اجتماعات باشد ) داشتهاند واكنشى نسبت به هيچ كار يا چيزى نيست ، بلكه مقتضاى رجوع به دو عامل هدايت ، يعنى دو يادگار سفارششدهء پيامبر اكرم « ص » ( قرآن كريم و احاديث اوصياى او ) است ، « 2 » و استخراج تعاليم حياتى از آنها به منظور گشودن مشكلى كه از بزرگترين دشواريهاى زندگى آدمى به شمار مىرود - يعنى مشكل « توانگرى » و « فقر » - و عرضه كردن آن تعاليم بر اجتماع بشرى ، در اين تنگناهاى سختى كه انسان معاصر ، بويژه محرومان و ستمديدگان ، بايد از آنها عبور كنند . « 3 »
17 - در پرتو آنچه ياد شد ، روشن مىگردد كه كتاب « الحياة » ، در مجموع ،
هامش
« 1 » « بند 22 » و « بند 23 » و « بند 25 » ، از اين مقدّمه را با ژرفنگرى بنگريد .
« 2 » چنان كه خوانندگان ، اين چگونگى را از سراسر بابها و فصلهاى « الحياة » ، به خوبى حس مىكنند .
« 3 » چنان كه خوانندگان ، اين چگونگى را از سراسر بابها و فصلهاى « الحياة » ، به خوبى حس مىكنند .