تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
ظاهر الصّلاح مطرح گردند ؛ بلكه بر هر قاعده يا رسمى و سنّتى واجب است كه از اهداف اساسى اسلام و جهتگيريهاى قاطع آن ، در ساختن اجتماعات و پيراستن افراد ، پيروى كند و با آرمانى بودن بىنظير اسلام ، در همهء جهان انسانيّت ، همعنان باشد . دين اسلام نيامده است تا در « جوامع اسلامى » ، گروهى اندك از متكاثران و اترافگرايان مسرف به تصاحب ثروتها دست يازند و به زندگى سراسر تنعّم خويش ادامه دهند ، در حالى كه گروهها گروه از مردم ، از درد گرسنگى و نادارى رنج ببرند و زير فشار بيچارگى و محروميّت خرد شوند ! اگر چنين است ، پس كو و كجاست آن قسط و عدلى كه پيامبران آمدند تا جامعه ها از آن سرشار گردند ؟ دين اسلام نيامده است تا در « جوامع اسلامى » ، شمارى كسان كاخهاى عالى و خانه هاى « ويلايى » آراسته و امكانات رفاهى فراوان داشته باشند ، در حالى كه بخشهايى در كوخها و زاغه ها به سر برند ، بلكه كسانى يافت شوند كه به سايبانى براى زيستن دسترس نداشته باشند ! اگر چنين است ، پس كو و كجاست آن قسط و عدلى كه پيامبران آمدند تا جامعه ها از آن سرشار گردند ؟ دين اسلام نيامده است تا در « جوامع اسلامى » ، عدّه اى تا گلو در انواع گوناگون نعمتها و خوشگذرانيها و سفرها و استراحتها فرو رفته باشند ، و براى اسباببازى كودكان خود پولهاى گزاف خرج كنند ، در حالى كه در كنار ايشان كسان ديگرى به سر برند كه نتوانند براى جلوگيرى از مرگ كودك دم مرگ خود دارويى اندك به دست آورند ! اگر چنين است ، پس كو و كجاست آن قسط و عدلى كه پيامبران آمدند تا جامعه ها از آن سرشار گردند ؟ دين اسلام نيامده است تا در « جوامع اسلامى » ، پسران و دختران بخشى از مسلمانان به همهء امكانات آموزش و پرورش و رسيدن به مدارج عالى در علم و