تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
آنچه ذكر شد ، بيقين براى رسيدن به مقصود ياد شده ضرورت دارد . و ما به همين جهت به تلاشى پرداختيم كه خوانندگان در اين دو باب ( از آغاز اين جلد تا پايان جلد ششم ) آن را مشاهده مىكنند ، يعنى : - روشن ساختن زمينه هاى كلَّى و بنيادين ( براى شناخت « مكتب اقتصادى اسلام » ) ، - شناسايى پيوندهاى ذاتى ميان « اصول » و « احكام » ، - عرضه كردن نظرهاى زير بنايى اسلام و چارچوبهاى تغيير ناپذير آن ، در جهت پشتوانه قرار دادن اموال براى زندگانى عموم مردم ، و در آوردن اموال و امكانات از انحصار توانگران ، - توضيح موضعگيريهاى قاطع اسلام در برابر دارايى و نادارى ، - بيان راه حلهاى سازندهء اسلام در بارهء قضاياى مالى و اقتصادى ، - تأكيد بر فراهم سازى آنچه براى هر فرد ( از امكانات معيشتى و نيازمنديهاى حيات طبيعى و وسايل آسايش و تأمين بهداشت و آموزش و پرورش ) لازم است ، - نظر قاطعى كه براى طرد فقر و عدم قبول آن ابراز داشته ، و مقرّراتى كه براى برانداختن آن وضع كرده است ، - و مبارزه با تكاثر ( افزونخواهى - سرمايه دارى ) و ثروت اندوزى و مصرفى گرى . . . 14 - در پرتو اين چارچوبهاى تعيين شده بوسيلهء قرآن و احاديث ، مشاهده خواهد شد كه اسلام انسان را ، در همهء قانونگذاريها و احكام ، نقطهء هدف قرار داده است ، نه مال و مالكيّت را ؛ از نظر اسلام تنها انسان و كرامت انسانى ، محور و مركز به شمار مىآيند ، حتّى در مسائل معيشتى و قضاياى مالى . مال در برابر كرامت آدمى و حيثيّت جامعهء بشرى ، از هيچ اعتبار مستقلَّى برخوردار نيست . اگر كرامت انسان و انسانيّت محفوظ نماند ، مال - به تنهايى - داراى هيچ قدر و ارجى نيست ، و از نظر قدر و