است كه اسلام دشمن سرسخت اين نظام اقتصادى است .
دو بعدى بودن هدف در مبارزهء ياد شده در اسلام ، يعنى بعد مادّى و معنوى - كه به آن اشاره كرديم - همان عاملى است كه اين مبارزه را صعود مىدهد ، و آن را به مبارزه اى الهى و انسانى بدل مىكند ، و به اوج تعالى و آرمانيگرى بالا مىبرد ، و مهر عظمت و جاودانگى بر آن مىزند .
2 - توانگران و امّت
: اشراف و متكاثران و مسرفان و ثروتمندان ، در جامعه هاى اشرافى و متكاثر ، در دستگاه هاى قانونگذارى و قضايى و ادارى نفوذ مىكنند ، و هر چه زودتر بر مراكز حساس كشور مستولى مىشوند و به بالاى هرم اجتماعى صعود مىيابند ، و در اين هنگام سلطهء خود را بر سرنوشت اقتصادى و سياسى توده ها استوار مىسازند - چنان كه پيشتر اشاره شد - و در نتيجه به بهره بردارى از فرهنگ و اخلاق و انديشه و هنر و دين ، به هر صورت كه خواسته باشند ، مشغول مىشوند . آرى ! حيات تكاثرى و سرمايه دارى در هر زمان و مكان چنين برنامه اى براى خود دارد و به عملى كردن آن مىپردازد ؛ و به اين منظور ، از همهء وسايل موجود براى واداشتن مردم به پذيرش اين برنامه ( و تسليم شدن به سلطه هاى اجتماعى و سياسى و اقتصادى آشكار ، و سلطه هاى فكرى و فرهنگى و اخلاقى ناآشكار آن ) ، بهره بردارى مىكند .
روشنگرى يكى از روشهاى مهم اسلام براى برانداختن نظام تكاثرى
اسلام براى برانداختن نظام تكاثرى ، از روش برانداختن ارزشى اقدام مىكند و ارزشهاى تكاثرى را خرد مىكند ؛ به همين جهت اشراف مردم را - كه صاحبان اموال و كارخانه ها و مالكان بزرگ و اشراف و كامورانند - بدترين افراد امّت و بدترين مسلمانان مىخواند . و با اين براندازى و نكوهشگرى ، نظام ارزشى تكاثرى را ويران مىسازد ، و با