« كتاب » و « ترازو » و « آهن » همه انگيزه هاى آن است كه مردمان قسط را بر پاى دارند ، و توده ها با اقامهء قسط احيا شوند ، و موانع از سر راه اجراى عدالت و قسط برداشته شود . آرى ! همهء اين انگيزه ها براى قيام مردم به قسط - از غنى و فقير ، و نيرومند و ناتوان - لازم است ، البته فقير را فقر او به طلب عدل و قسط برمىانگيزد ، و عامل محرّك براى ضعيف و ناتوان همان ضعف و محروميت او است ، ليكن مشكل بر سر اين راه - مشكل بزرگ - همان توانگر صاحب قدرت و نفوذ است ، اوست كه بايد به سر فرود آوردن در برابر قسط و عدل ناچار گردد ، يا با ميزان و به كار افتادن آن ؛ و اگر نشد با « حديد » و به كار بردن آن .
و اين برنامه و روش همان است كه عامل ايجاد توازن در حركات اجتماعى و از بين بردن ستم و تجاوز است . پس حركتهاى الهاميافته از كتاب آسمانى ، كه متّكى بر ميزان است و با آهن ( نيروى اجرايى ) تأييد مىشود ، همان حركات توازنى تغيير دهندهء بنيادين اوضاع و ويرانكنندهء پايه هاى ستم و تجاوز و سازندهء شالوده هاى عدل و احسان است . اين گونه حركت و انقلاب است كه به ساخته شدن اجتماعى متوازن و هميار و عادل و مؤمن و صالح مىانجامد ، و به آن فرا مىخواند كه توازن مطلوب در دو قلمرو ظاهرى و باطنى هر دو وجود پيدا كند .
( 2 ) - حاكميّت و توده ها در پهنه هاى مبارزه : بر اساس آنچه بدان اشاره كرديم ، مبارزهء ياد شده تنها با بهره بردارى از نيروى اجرايى ، نافذ و پيروز نمىشود - چنان كه نمونهء آن را در نظامهاى مادّى معاصر مشاهده مىكنيم - و از اين جهت است كه اسلام مىكوشد تا دايرهء مبارزه را هر چه بيشتر توسعه دهد و به ابعاد گوناگون بكشاند ؛ آرى ، مبارزه اى كه اسلام آن را در اين زمينه طرحريزى مىكند ، مبارزه اى داراى رسالت است كه ريشه هاى آن از يك سو به قرآن ( تربيت و تعليم و پراكندن اصول فكرى صحيح ) باز مىگردد ، و از سوى ديگر به ميزان ( برنامه ريزى استوار و چارچوبگذارى عادلانه ) ، و از ناحيهء سوم به آهن و شمشير ( به كار بردن نيروى اجرايى در دفاع از حقوق محرومان ) . پس مبارزهء اسلامى با ظلم و تكاثر ، مبارزه اى تربيتى و فكرى و فرهنگى
الحياة ( فارسي ) — صفحة 423
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٤٢٣