انسان و معاش و اسباب آن ، و نشاط و علَّتهاى آن ، تجلَّى پيدا مىكند ، و اين دين - در شكل راستين خود - به آنچه انسان در اعتقاد و عمل نيازمند آن است توجّه كامل دارد . اينك بار ديگر به مفاهيم عملى و مخصوصى كه تعاليم اسلامى ياد شده به ما مىآموزد نگاهى مىافكنيم :
( 1 ) - خدايا ! ميان ما و نان ( موادّ غذايى ) جدايى ميفكن .
( 2 ) - بدون نان نماز نيست .
( 3 ) - بدون نان روزه نيست .
( 4 ) - حج گزاردن و واجبات ديگر بدون نان ميسّر نمىشود .
( 5 ) - سرچشمهء زندگى نان است .
( 6 ) - بناى تن بر نان است .
( 7 ) - بزرگداشت نان و گرامى دانستن آن .
( 8 ) - مزهء نان مزهء زندگى است .
( 9 ) - حقّ تن هر انسان .
( 10 ) - حق تن هر جاندار ، انسان يا حيوان .
اين است اسلام و آموزشها و راهنماييهاى آن . اين است دين راست - نهاد و سازگار با فطرت بشرى و واقعيّت زندگى . اين است نفس آسمانى اصلاحگر زندگى آدمى بر روزى زمين . پس دين تنها امر به نماز و حجاب ، يا نهى از شرابخوارى نيست ، دين يار فقيران و تكيه گاه محرومان و رهايى بخش راستين مستضعفان و پناه استوار يتيمان است ، و پرچمى است كه همهء ستمديدگان در پيرامون آن گرد مىآيند . اين دين قوت و خوراك حيوان را فراموش نمىكند ، تا چه رسد به انسان و معاش انسان .
روشن است كه توجّه كردن به واقعيت ويژهء هر چيز ، از لوازم فطرى بودن دين است ، چه فطرت از واقعيّت و حقيقت عينى جدا نيست .
و از نمودارهاى پيروزى هر دين يا مكتب فكرى آن است كه به واقع بينى كامل ملتزم و با آن هماهنگ باشد . و اين امر ، به صورت جامع - به شهادت تحقيق و استقرا - جز در دين اسلام مشاهده نمىشود . بنا بر اين ، وظيفهء قانونگذارى دينى است كه با واقعيّت ياد شده هماهنگ باشد ، و
الحياة ( فارسي ) — صفحة 317
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٣١٧