مردم در ناز و نعمت و خوشيهاى زندگى غلت زنند ، و از آنها هر چه بخواهند و هر اندازه بخواهند و به هر گونه بخواهند - بىدغدغه و نگرانى - مصرف كنند .
توضيح ( 2 ) نگرش ياد شده به نان و ديگر موادّ خوراكى و ارتباط آنها با زندگى و فعّاليّتهاى آدمى ، آثار تربيتى و اخلاقى و انسانى مهمّى دارد ، از چند جهت :
( 1 ) - انسان را از غوطه ورشدن در ناز و نعمت و مصرف زدگى و غرق شدن در خوردن و نوشيدن - همچون جانور به كنار آخور بسته كه تمام توجّهش به علوفه است - باز مىدارد .
( 2 ) - آدمى را از اسراف و تبذير و تلف كردن اموال دور مىسازد .
( 3 ) - انسان را از تنگ نظرى و سختگيرى زندگى بر خود و كسانش بر كنار مىدارد .
( 4 ) - آدمى را از سقوط جسمى و روحى ( كه از توجّه شديد به خوراكيها و لذّت بردن از آنها حاصل مىشود ) نگاه مىدارد ، و بدين گونه شخص به حدّ معقولى از سلامت روح و قوام تن و نشاط زندگى دست مىيابد .
( 5 ) - ذائقهء شخصى انسان را به ذائقهء نوعى اجتماعى مبدّل مىكند ، چه در آن هنگام كه شخص به نان و ديگر موادّ خوردنى ، همچون سوختى براى بدن و نيرويى براى جسم و زندگى بنگرد ، مزهء ضروريّات ديگران را نيز مىچشد و آن را احساس مىكند . و اين نيكوترين وسيله براى ايجاد روح انسانيّت و تكامل و انفاق و ايثار است در باطن و وجدان انسان .
تذييل واقع بينى اسلام آشكارا در نگرشهاى آن نسبت به واقعيّت زندگى و
الحياة ( فارسي ) — صفحة 316
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٣١٦