حضرت امام جعفر صادق « ع » ، چنين مىفرمايد : « طعم الماء الحياة ، و طعم الخبز القوّة « 1 » آب مزهء زندگى مىدهد و نان مزهء توانايى » . يعنى آب به انسان مزهء زندگى را مىچشاند و انسان را زنده نگاه مىدارد ؛ و نان مزهء توان و قدرت را مىچشاند و به انسان توان مىدهد و نيرو مىبخشد تا هر كارى را بتواند انجام دهد . و امام علىّ بن ابى طالب « ع » مىفرمايد : « و معايش تحييهم « 2 » خداوند امكانات زنده ماندن همگان ( را فراهم ساخت ) » و « عياله الخلائق ، ضمن أرزاقهم و قدّر أقواتهم « 3 » خلايق روزيخواران اويند ، روزى همگان را تضمين كرد و قوت آنان را مقدّر ساخت » . و پيش از همه ، خداى متعال چنين فرموده است : * ( « نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ) * « 4 » ما روزى و معاش ايشان را در زندگى دنيا ميانشان تقسيم كرديم » . پس در نگرش اسلامى ، جايى براى نبودن روزى و معيشت ، براى هيچ كس ، وجود ندارد .
در اينجا بارى ديگر به سخن امام جعفر صادق « ع » : « طعم الخبز القوّة » بازمىگرديم ، و محتواى آن را روشنتر مىكنيم : آنچه از اين تعليم و امثال آن - و از اين تعبير و امثال آن - فهميده مىشود ، و در نخستين توجّه به نظر مىرسد ، اين است كه اسلام به واقعيّت زندگى آدمى با دقت نظر مىكند ، و موجوديّت مادّى و معنوى انسان - هر دو را - مهم مىشمارد ، و به اندازهء يك ذرّه به فراموش كردن واقعيّت يا خود را به فراموشى زدن متّكى نمىشود . معناى دين قيّم - يعنى فطرت خدايى كه خدا مردمان را بر آن فطرت آفريده است - همين است . و مايهء تأسّف فراوان است كه در نزد برخى از دانشمندان و خطيبان و مبلَّغان و نويسندگان دينى مسأله بر عكس اين است ، يعنى واقعيّات زندگى و مسائل و مشكلات و نيازهاى آن مورد توجّه نيست .
مقصود از « طعم القوّة مزهء توانايى » ، چشيدن جوهر زندگى و آثار آن است كه به نيرو نياز دارد و بدون آن زندگى و بقاى آن امكان
هامش
« 1 » « تحف العقول » / 273 .
« 2 » « نهج البلاغه » / 33 ؛ « عبده » 1 / 18 .
« 3 » « نهج البلاغه » / 230 ؛ « عبده » 1 / 159 .
« 4 » « سورهء زخرف » ( 43 ) : 32 .