پيدا نمىكند . با اين نگرش ، ديگر مزهء نان ( و موادّ ضرورى غذايى ) ، مزهء لذّت بردن و پر خوردن نيست ، بلكه مزهء توانيابى و مزهء عمل و نشاط و كوشش در ميدانهاى زندگى و تكليف است ، مزهء نموّ و رشد ، مزهء شكوفايى ذخاير فطرى و عاطفى بشرى ، مزهء تلاشهاى انسان در مزرعهء زندگى ، مزهء نماز و روزه ، مزهء حج و جهاد ، مزهء امر به معروف و نهى از منكر ، مزهء اجراى عدالت و درگيرى با ظلم ، مزهء دستگيرى از بيچارگان و زدودن اندوه از دلهاى تيره بختان ، مزهء دانش و پيشرفت ، مزهء هنر و ادب ، مزهء سلوك و اخلاق ، مزهء معرفت خداى متعال و صعود به سوى او ، مزهء اشاعهء خيرات و پرداختن به كارهاى نيك و شايسته ، مزهء يارى كردن دين و رفتن به جنگ و جهاد و در راه خدا سلاح به دست گرفتن ، و مزهء شهادت و رستگار شدن با ملاقات خداوند متعال .
آرى ، همهء اين مزه ها برخاسته از نان و قوت بدن و قدرت بر انجام كار است . اسحاق بن عمّار مىگويد : « از امام جعفر صادق « ع » در بارهء اين آيه * ( خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ ، ) * « 1 » آنچه را به شما داديم با نيرو و توان بگيريد ( و نگاه داريد ) پرسيدم كه آيا مقصود قوّت و نيروى بدنى است يا نيروى روحى ؟ فرمود : هر دو » . « 2 » و بر پژوهشگر پنهان نيست كه اين تعليم ( طعم الخبز القوّة ) ، اصالت لذّات مادّى را نيز از ميان مىبرد ، زيرا كه به خوراك و خوردن همچون وسيله اى ضرورى براى دوام يافتن زندگى و اداى وظايف نگاه مىكند ، نه همچون هدفى اصيل براى انسان در زندگى و تلاشهاى او ؛ پس آدمى ، اگر هدفى صالح داشته باشد ، با خوردن به درجهء حيوانى تنزّل نمىكند .
به هر حال ، اين تعليم و اين نگرش به زندگى و انسان ، ما را از اين حقيقت مىآگاهاند كه معتقدان به آن بر اين باورند كه عوامل زايندهء نيرو بايد در دسترس همگان قرار گيرد ؛ و اين را جايز نمىشمارند كه در ميان مردم كسى باشد كه فاقد نيرو و منابع آن باشد ، و آنچه را مايهء توانايى جسمى او است به دست نياورد ، در صورتى كه گروههايى از
هامش
« 1 » « سورهء بقره » : 63 ؛ « سورهء اعراف » : 171 .
« 2 » « تفسير عيّاشى » 1 / 45 .