تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
« حوادث واقعهء اقتصادى » و اهميّت ندادن به آنچه تخصّص علمى - در رشته هاى گسترده و دقيق خود - در اختيار مىگذارد . ( 2 ) - تجسّم نبخشيدن دقيق به احكام استنباط شده . و روشن است كه اجراى دقيق و عملى كردن احكام جز به سه امر ممكن نيست : اول - اجتهاد مجموعى دقيق در تعاليم اسلامى ، تا اينكه دين ، به صورت نظامى كامل و مجموعه اى بهم پيوسته و در هم تنيده ( يك منظومه ) فهم شود . « 1 » دوّم - درك حقايق معاصر در زندگى بشرى ، تا از اين طريق ، درك زد و بندهاى فعّال بعضى از جريانها بهتر امكانپذير باشد ، و بر انداختن آنها به شكلى متناسب با زمان ، و در خور تعهّد اسلامى در برابر بشريّت ، ميسّر گردد . سوّم - پافشارى قاطعانه بر تجسّم بخشيدن به احكام ، با جلوگيرى از سستى ارتجاع گرايى و سازشها و طمعورزيها . و از اينجا به اصلى حياتى و مهم خواهيم رسيد ، كه اگر به آن اصل عمل شود ، سر سبزى درخت اسلام را به آن باز مىگرداند ، و مسلمانان را ، به عزّت و بزرگوارى قديمشان مىرساند . و اين اصل ، شرط شدن شناخت زمان و شناخت كمّى و كيفى حوادث است در اجتهاد اسلامى و تفقّه عملى « 2 » ، شناختى سزاوار و ملموس و فراگير و دور از هر شكل از اشكال ركود فكرى و ارتجاع و واپسگرايى ، چه « آن كس كه زمانشناس باشد ، مغلوب تدليسها نخواهد شد » . « حوادث واقعه » ( بخصوص « حوادث واقعهء اقتصادى » كه در اينجا با آن سر و كار داريم ) ، اگر با همهء افقهاى گستردهء خود و آنچه به آنها
هامش
« 1 » در بارهء « اجتهاد مجموعى » ( و پويا ) ، در فصل 25 ، از اين باب ، « نگاهى به سراسر فصل » ، « بند 13 » ، بحث شده است ، نگريسته شود ( جلد چهارم ) . « 2 » و با توجّه عميق به « اهداف دين » ، به هنگام استنباط « احكام دين » .