تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
را از آنان مىگيرند ، از اين رو چنين پديده اى در جهان انسانها تقدير مىشود . و تقدير در اين گونه موارد به اين معناست كه از سوى خداوند متعال جلو اين كار گرفته نمىشود ، تا هر كسى به اختيار خود عمل كند و پاداش يا كيفر آن را ببيند ، مانند وقوع قتل كه اشاره كرديم ؛ يعنى همان گونه كه قتل ظلمى است كه واقع مىشود نسبت به مقتول ، فقر نيز ظلمى است كه واقع مىشود نسبت به فقير . و خداوند به اين ظلم از نظر تشريع راضى نيست ، به دليل احكام منع قتل و رفع فقر ؛ و از نظر تكوين ، مانع وقوع آن نمىشود « 1 » ، تا جبرى نباشد ، و هر كس به اختيار خود عمل كند و نتيجهء عمل خويش را ببيند . پس قتل و فقر ظلمى است كه برخى از بندگان خدا بر برخى ديگر روا مىدارند . و در پاره اى از احاديث « فقر » و « قتل » بهم تشبيه شده و نزديك شمرده شده است . و چنان كه از مقتول مظلوم در جهان آخرت دلجويى مىشود و ظلمى كه بر او رفته است جبران مىگردد ، از فقير مظلوم نيز دلجويى مىشود و ظلمى كه بر او رفته است جبران مىگردد . « 2 » پس روشن شد كه رجوع قتل و فقر به يك چيز است ، ظلم برخى از مردم بر برخى ديگر . و همان گونه كه منع قتل و جلوگيرى از آن لازم است ، رفع فقر و مبارزه با آن نيز لازم است . بنا بر اين توضيح - كه از تعاليم قرآنى و حديثى گرفته شده است - كسانى كه اين انحراف ذهنى را در مردم پديد مىآورند و چنين القا مىكنند كه فقر - بطور مطلق و در همه گونه موارد آن - تقدير الهى است ، تعاليمشناس نيستند و از همهء تعاليم دين - در ارتباط با هم - بيخبرند ( يا از بخشى از مطالب دينى و فقهى و . . . آگاهند و در همهء جوانب دين و اصول و مايه هاى نهادين آن بررسى جامع ( تفقّه ) نكرده‌اند ) . و امّا دينشناس الهى و راستين ، داناى حقيقت و عدالت ، و آگاه از قانونمندى سترگ انسان و طبيعت ، آموزگار جاودان حقايق ،
هامش
« 1 » اگر چه ممكن است خداوند متعال ، گاه گاه - بنا بر نوعى لطف - مانع بشود و موانعى پديد بياورد . « 2 » « نوادر الاخبار » 2 / 58 .