تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
اين امورى كه به وقوع مىرسد ، يعنى تهيدستى تهيدستان و بينوايى بينوايان و برهنگى برهنگان و نيازمندى نيازمندان ، همه نتيجهء گناه ثروتمندان ، و دزديده شدن توشهء فقيران به دست آنان ، و غصب شدن حقوق محرومان بوسيلهء توانگران ، و فساد امور اقتصادى ، و خورده شدن سهم بيچيزان به توسّط مسرفان است ، چنان كه در قرآن كريم و احاديث ذكر شده است . « 1 » توضيح ( 1 ) فقر يك بار اختيارى است ، يعنى گاه افرادى از ميان صالحان و زهدپيشگان بهم مىرسند ، كه آن را براى خود روش قرار مىدهند و فقيرانه و با كمترين نياز زندگى مىكنند . اين موارد بسيار اندك است و از موضع بحث خارج است . البته اين گونه افراد نيز بايد به خانواده و حقداران خويش برسند ، و حقوق آنان را تباه نسازند ، و خود كلّ بر ديگران نباشند ، و در واقع ، سلوك فقيرانهء آنان موجب آزار ديگران و محروم ماندن حقداران از حقوق خود نگردد . فقر ديگر كه مورد سخن است فقر تحميلى است ، كه ظلم اجتماعى و آزاديهاى اقتصادى و تفاوتهاى معيشتى آن را بر قشرهايى از مردم - به صورتهاى گوناگون - تحميل مىكند ، يعنى - چنان كه باز هم گفته‌ايم - تكاثر و اتراف و اسراف فقر را پديد مىآورد و بر قشرهايى چند تحميل مىكند . پس اين سخن كه گفته شود ، فقر تقدير الهى است - در بيشتر موارد - به صورت « تقدير اوّلى » درست نيست ، بلكه به صورت « تقدير ثانوى » درست است ( مانند قتل ) . فقر به طور قطع مورد ارادهء تشريعى نيست ، و گر نه احكام رفع فقر با آن وسعت و عمق از سوى شارع وضع نمىشد . تقدير تكوينى اوّلى نيز - در اغلب موارد - نيست ، بلكه تقدير ثانوى است ، به اين معنا كه چون خداوند متعال مىدانسته است كه اغنيا حقوق بينوايان را چنان كه بايد نمىدهند و گاه امكانات آنان
هامش
« 1 » مانند آياتى كه ظلم مردم را به يك ديگر ياد مىكند و احاديثى كه گذشت و مىآيد .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 312 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام