و با اين امورى كه به آنها اشاره كرديم ، معلوم مىشود كه مال منحرف شده از موضع خود ، در مكتب سرمايه دارى ، ارزشهايى ساختگى و دروغين را تثبيت مىكند ، و در مكتب اشتراكى ، به نفى ارزشهاى راستين و اصلى مىپردازد . و هر دو مكتب ، در مقايسهء با مكتب انسانيّت بزرگ ، محكوم به نابودى است ، چون از مسير واقعى موافق با واقع و فطرت ، و با حقيقت و انسان ، و با ارزشها و جاودانگى ، منحرف است ، و با همهء تنظيمات حاكم بر جهان ، و بر اجتماع عامّ بشرى ، و بر فطرت انسان و قلب و حقيقت واقعى او ، در تضادّ است . « 1 »
نتيجه گيريى مهم
از آنچه عرضه داشتيم ، آشكار مىشود كه تحريف موضعى مال تحريف موضعى ديگر احكام اسلامى را در پى خواهد آورد ، به دليل پيوند محكم موجود ميان احكام اسلام و مقرّرات آن به صورت كلى . و از اين رو مىنگريم كه قرآن كريم يهوديانى را كه سبب منحرف كردن كلمات ( معارف ، احكام ) از مواضع خود مىشوند ، و حرام را حلال و حلال را حرام مىكنند ، مورد ملامت قرار مىدهد . « 2 » و با اين روش ما را از تحريف و تغيير كلمات - يعنى معارف و احكام دين و حدود و تعاليم آن - از مواضع خود منع مىكند . تعبير قرآنى « الكلم » ( كلمات ) اسم جنس است ، پس تحريف هر كلمه اى از كلمات خدا ( و هر معرفتى از معارف قرآنى و هر حكمى از احكام دينى ) را از چگونگى خود شامل مىشود ؛ بنا بر اين تحريف كلمهء الهى مربوط به مال و به احكام آن و تعيين مواضع و حدود آن ، از مواضع خود ، به تحريف كلمات الهى و احكام اسلامى ديگر ( بويژه احكام مالى و اقتصادى ) مىانجامد ، زيرا اسلام مجموعه اى يگانه و در هم تنيده است ، و نظامى واحد و منسجم دارد كه مقرّرات آن تجزيه و قوانين آن پراكندگى را نمىپذيرد . پس اين
هامش
« 1 » و چه بسا از اينجاست كه انسانها در كشورهاى سرمايه دارى دست به شورش مىزنند ، و در كشورهاى سوسياليستى به جانب آزادى و معنويّت و دين مىگرايند .
« 2 » « سورهء مائده » : 41 .