تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
بدين گونه انسان رفته رفته حكم كالا پيدا مىكند و « شخص » به « شىء » مبدّل مىشود . و اين نيز تحريفى است براى انسان ، علاوه بر آنكه تحريفى است براى مال . و اين آثار و زيانهاى خردكننده اى كه بر انسان بار مىشود - و نتيجه اى از انحراف مال از مواضع خود ، و حاصل دورى از دين پاك خدا و از عدالت و حقيقت آشكار است - تنها به ناداران و تيره روزان ، يا ثروتمندان و شادخواران اختصاص ندارد ، بلكه هر دو را يكسان شامل مىشود . پس نبايد كسى چنان گمان كند كه امور منفى ياد شده اختصاص به ناداران دارد ، بلكه اين سيل تباهى آفرين ويرانگر ثروتمندان را نيز فرا مىگيرد ، كه در فصلهاى آينده - به خواست خداى بزرگ - از آن سخن خواهيم گفت . ( 4 ) - شكل ديگرى از تحريف مال از مواضع خود وجود دارد كه - چنان كه اشاره كرديم - از مكتب مادّى اشتراكى نتيجه مىشود ، و سبب اين امر هدف و اصل شناختن زندگى مادّى و مسائل اقتصادى است ، همراه با انكار فطرت و روح و معنويّت . اقتصاددانان مادّى اشتراكى ، براى خوشبخت كردن انسان هيچ معنايى جز اين نمىشناسند كه نيازمنديهاى مادّى او به صورتى تأمين و برآورده شود . به همين جهت انسان را از منظومهء وجودى او خارج مىكنند ، و واقعيت تركيبى او را نابوده مىانگارند ، و او را از تراز اصلى خويش فرو مىافكنند ، و بر گرايشهاى معنوى پردامنهء او خط بطلانى پهن مىكشند ، و او را - با همهء افقهاى ديد گسترده اى كه در هستى دارد - در چارچوب تنگى به زندانش مىافكنند كه - اغلب - از خوردن و نوشيدن و پوشيدن و در جايى خفتن و تندرست بودن و كوشيدن و كار كردن براى تأمين همين نيازمنديهاى ذكر شده تجاوز نمىكند . آرى ، آنان فطرت انسانى و مقتضا و مطلوب آن را باطل مىكنند ، و به نفى واقعيت تركيبى وجود او مىپردازند ، و افزارهاى شكوفاسازى مواهب فيّاض او را - در مدار زندگى سرمدى - به عاملى براى پوشاندن استعدادهاى باطنى او ، و ربودن مضمون انسانى جاودانى او مبدّل مىسازند .