تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
تكاثر بدين سرنوشت دچار گشته‌اند ) باقى نمىماند . در اين هنگام امر به وضعى زشتتر و حالتى بدتر منجر مىشود ، چون منحرف كردن مال از موضع خود ، سبب خواهد شد تا انسان و انسانيّت نيز از موضع خود منحرف گردند ؛ و در اين چگونگى انسان و زندگى سالم او - كه هر دو هدف و غايت بودند - به صورت وسيله درمىآيند ، و مال - كه عنوان وسيله داشت - هدف و غايت مىشود ، و آيا چه زيانى از اين بزرگتر ؟ آرى ، مال در اين دو مكتب - به دست حكومت يا سرمايه داران - براى هر حركت و جهتگيريى عنوان هدف پيدا مىكند - حتى در تلاشهاى فكرى و فرهنگى - و براى هر چيز عنوان مقياس و وسيلهء سنجش محسوب مىگردد ، تا جايى كه معنويّات و دين نيز در نزد آنان با معيارهاى مادّى و مالى ارزشيابى مىشود ، چنان كه پيشينيان ايشان مىگفتند : * ( « إِنَّ الله فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِياءُ ) * « 1 » خدا فقير است و ما ثروتمنديم » و * ( « فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْه أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ ) * « 2 » چرا براى موسى دستبندهاى طلا ( از آسمان ) فرو نيفكندند ؟ » ( چون معيار بزرگى و شخصيت را به طلا و زيورهاى زرّين مىدانستند ) . و در اين هنگام ارزشهاى انسانى و معيارهاى معنوى به چيزى شمرده نمىشود و مورد اعتنا قرار نمىگيرد ، و انسان مركزيّت خود را در زندگى از دست مىدهد ، زيرا كه به صورت وسيله اى براى بهره كشى و توليد ( در اقتصاد اشتراكى ) ، يا مالدارى كلان ( در اقتصاد سرمايه دارى ) درآمده است . آرى ، او چيزى جز بازيچه اى در دست فرمانروايان نظام سرمايه دارى و شركاى ايشان ، يا بازيچه اى در دست مردان حزب حاكم در نظام شيوعى ( كمونيستى ) و اشتراكى ( سوسياليستى ) نخواهد بود . و اين اسارتى است براى انسان كه در دام آن گرفتار مىآيد . و آنچه مايهء تأسف است اين است كه ارزش والاى انسان و شخصيّت متعالى او در اين نظامهاى اقتصادى با پول قيمتگذارى مىشود ، و ارزش هر كس را با بهاى آنچه توليد مىكند اندازه مىگيرند .
هامش
« 1 » « سورهء آل عمران » : 181 . « 2 » « سورهء زخرف » ( 43 ) : 53 .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 255 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام