تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
ديگرى گروهى كوچك كه در درياى تكاثر غرقند ، و در ناز و نعمت و قدرت غلت مىزنند . تعبير قرآن كريم در بارهء اين دو بخش اجتماعى ياد شده ، « الملأ » و « النّاس » است ، ملأ همان گروه ثروتمند و صاحب همه چيز است ، و ناس باقى مردم عادى و تيره بخت . بنا بر آنچه گفته شد ، لازمهء اساسى نظام سرمايه دارى منحرف كردن مال از مواضع آن است ، چه در آن نظام مال از اينكه عاملى براى قوام و ثبات سالم اجتماع باشد ، به عامل فروپاشندهء ارزشها تغيير شكل مىدهد ، و به جاى اينكه عاملى براى تنظيم و تعديل روابط اقتصادى در ميان مردم باشد ، عاملى ايجادكنندهء تنش و برخورد و ناسازگارى در اين روابط مىشود . در مكتب اشتراكى نيز چنين است ، چه آن مكتب نيز مال را از مواضع خود منحرف و دور مىكند ، زيرا كه محروم ساختن انسان از هر گونه مالكيّت و كسب مال و امكانات شخصى ، و تنها بر آوردن مقدارى از نيازمنديهاى وى ، و سپس به كار بردن او همچون افزار كار در كارخانه ها و كارگاهها و كشتزارها ( و سركوب كردن عوامل معنوى و ايمان او ) ، چيزى نيست جز اهانت روا داشتن به انسان و حيثيّت انسانى ، و منحرف ساختن مال از مواضع آن ، و بريدن انسان از فطرتش ، و جدا سازى او از جوهر درونيش ، و نفى استيلاى او بر جان و مال خود ، و محروم كردن او از زندگى جاودانه و سعادت ابدى . ( 3 ) - ديگر از آثار منفى منحرف كردن مال از مواضع آن ، در دو مكتب اشتراكى و سرمايه دارى ، تبديل كردن وسيله است به هدف ؛ چه هنگامى كه مال از موضع حقيقى خود جدا شود و به صورت هدفى براى انسان يا دولت يا مشتى صاحب ثروت درآيد ، آنچه عنوان وسيله داشته است به هدف و اصل نهايى مبدّل مىشود . در اين هنگام ديگر مال و دوستى و طلب آن ، وقت فارغى براى انسان دوستدار مال و پرستندهء درهم و دينار ( تومان و ليره و دلار ) باقى نمى گذارد تا در آن وقت به جستجوى ارزشهاى انسانى و آرمانهاى معنوى بپردازد ؛ به همين گونه نيز مجالى براى طلب فضيلت و خير در نزد تيره بختان و فقيران ( كه از شيوع