تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
طرد گردد ، ديگر علَّتى براى باقى ماندن فقر وجود نخواهد داشت . و آنچه علَّتى براى آن نباشد ، وجود پيدا نخواهد كرد . آرى ، در جامعهء عادل اسلامى ( جامعهء قائم به قسط ) ، كه از تكاثر منزّه است فقر وجود ندارد ، چنان كه امام على بن ابى طالب « ع » در توصيف حكومت سالم اسلامى ( حكومت قرآنى ) مىفرمايد : « لو اقتبستم العلم من معدنه . . . و سلكتم الحقّ من نهجه . . . ما عال فيكم عائل . . . « 1 » اگر علم ( دين ) را از سرچشمهء آن گرفته بوديد . . . و راه حق را به روش درست آن پيموده بوديد ( و قسط قرآنى تحقّق يافته بود ) ، هرگز در ميان شما فقيرى پيدا نمىگشت . . . » . همچنين در احاديث آمده است كه در زمان حكومت قرآنى حضرت مهدى موعود « ع » ( كه پيامبر « ص » آمدن او را مژده داده است . و اين مژده در كتابهاى صحيح و معتبر احاديث مسلمانان - چه اهل سنّت و چه شيعه - نقل شده است و اين ظهور قطعى است ) ، كسى يافت نمىشود كه زكات بگيرد ( . . . لا ترى محتاجا إلى الزّكاة ) . « 2 » آرى ، پس از بر انداختن تكاثر و تنعّم گرايى و اسراف و اجحاف ، ديگر فقرى باقى نخواهد ماند تا از آن بترسند . و شايد همين است معناى سخن پيامبر اكرم « ص » : « از فقر بر شما نمىترسم . . . » ، و گر نه پيامبر « ص » براى امّت خود دلسوزتر و به ضعيفان و عاجزان و مستضعفان مهربانتر از آن است كه از فقر براى آنان بيمناك نباشد ، در صورتى كه خود مىفرمايد : « الفقر أشدّ من القتل « 3 » فقر سختر از قتل است » . و مىفرمايد : « اللَّهم إنّى أعوذ بك من الجوع ، فإنّه بئس الضّجيع « 4 » خداوندا ، به تو پناه مىبرم از گرسنگى كه بد همدمى است » . پس امكان ندارد كه پيامبر بسيار مهربان به امّت و خواهان سعادت آنان ، از فقرى كه از كشته شدن سختتر است ، و
هامش
« 1 » « مستدرك نهج البلاغه » / 31 . « 2 » « بحار » 52 / 390 . « 3 » « بحار » 72 / 47 ؛ از كتاب « جامع الأخبار » . « 4 » « مستدرك الوسائل » 2 / 99 ؛ همچنين اين سخن پيامبر اكرم « ص » را در نظر داشته باشيد : « كاد الفقر أن يكون كفرا فقر نزديك به آن است كه به كفر بينجامد » نيز فصل 32 ، از همين باب ( جلد چهارم ) .