بيمناك بوده است .
و آشكار است كه دينى كه سلطه ( و ديكتاتورى ) مال و اهميت يافتن آن را خطرى بزرگ مىشمارد - همسنگ با تأويل قرآن و دور ساختن كتاب خدا از مفاهيم تعليمى و تربيتى و هدايتهاى اصلى آن - هرگز با احكام فقهى خويش براى اين سلطهء ويرانگر زمينه سازى نخواهد كرد ، و هيچ شكلى از اشكال « تكاثر » ( و سرمايه دارى ) را مورد تأييد قرار نخواهد داد ، و به تثبيت حيثيّت توانگران متكاثر نخواهد پرداخت .
اين احاديث هماهنگ با قرآن ، و آموزشهاى روشنىبخش و راهنماييهاى سازندهء آنها ، اجتماع را به داشتن اين اعتقاد هدايت مىكند كه رسالت دين و سياست اقتصادى آن ، چيزى جز اين نيست كه مالكيّت را در چارچوب قوامى آن متمركز سازد ، و بر جريان مال در مدارهاى طبيعى و معتدل آن نظارت كند ، تا هزينه هاى زندگى و وسيلهء معاش اجتماع - در همهء بخشهاى آن - تأمين گردد ، و چنان نشود كه كار به « سلطهء مال » و سركشى و غرور دارندگان مال برسد ، در حالى كه در كنار ايشان گروهها و گروهها از مردم چيزى جز به اندازهء بخور و نمير يا حتى بسيار كمتر از آن به دست نمىآورند .
بنا بر اين مقياس ، هر رأى و نظر يا فتوا يا جهتگيريى كه هدف آن محدود كردن مال و نفى سلطهء آن و دور داشتن آن از تكاثر و تراكم و گنج سازى باشد ، اسلامى و متعهّدانه است ، و هر چه عكس آن باشد عكس اين است ، يعنى غير اسلامى و غير متعهّدانه است ، از هر شخص كه مىخواهد باشد ، زيرا هيچ رأيى در برابر قرآن و آيات آن و پيامبر اكرم « ص » و سنّتها و اقوال او نمىتواند داراى اعتبار و حجيّت باشد . در صورتى كه پيامبر اكرم « ص » - يعنى اسوهء مسلمانان - از قدرت يافتن مال و پيدا شدن تمايلات تكاثرى و تنعّمپرستانه و مصرفهاى اسرافى و تجمّلى برخاستهء از نفوذ مال در اجتماع ، بر مسلمانان بيمناك باشد ، چگونه شدنى است كه اين گونه چيزها در دين حكيمانهء او مجاز شمرده شود ؟
حديث دوم : اينك نمونهء ديگرى از تعليمات قاطع نبوى و راهنماييهاى حكيمانهء او را عرضه مىداريم : « ما أخشى عليكم الفقر ،
الحياة ( فارسي ) — صفحة 244
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٢٤٤