تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
چپ روى ، و گاه به افراطيگرى ، و گاه به ماجراجويى منسوب مىدارند . شش - خود را به دين و مردان دين مىچسبانند ، و از اين راه حربه اى براى مبارزه با انقلابيون و آزاديخواهان و عدالت طلبان به دست مىآورند . هفت - مبالغ ناچيزى - در مقايسه با آنچه دارند و از حق توده هاى مردم و ارزاق ايشان به دست آورده‌اند - در اينجا و آنجا به نام كارهاى خير مصرف مىكنند ، تا در زير پوشش اين اقدام ، بهره كشى و حرص شديد خويش را پنهان سازند . هشت - هنگام صرف كردن مبلغى در كار خير ، هر چه بيشتر در بارهء آن تبليغ مىكنند ، تا وجدان اجتماعى را اغفال كنند . نه - به ايجاد دسته بنديهاى سياسى و اجتماعى و حزبى و . . . ، به منظور به دست آوردن اكثريّت ( در پارلمانها ) مىپردازند ، تا خود بتوانند به زيان توده ها قانونگذارى را در اختيار گيرند . ده - در همهء نواحى زندگى اجتماعى ، بويژه در هنگام رأىگيرى ، نفوذ مىكنند تا به هدفهاى مطلوب خود دست يابند . با انديشيدن در اين امور ، از سرّ بزرگى در زندگى پيامبران الهى « ع » و تاريخ انقلابهاى ايشان آگاه مىشويم ، هنگامى كه مىنگريم كه چگونه خود را پيوسته از اشراف و مستكبران اقتصادى و مالداران و تنعّمگرايان دور نگاه مىداشتند ، و آمادهء مبارزهء با ايشان بودند « 1 » ، و از كوچكترين فرصت براى اين درگيرى بهره بردارى مىكردند و مىگفتند : « * ( يا قَوْمِ ! لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه مالًا ) * « 2 » اى مردم ! براى رسالت خويش از شما مالى طلب نمىكنيم » . و از آن جهت چنين مىكردند كه تضادّ ميان دينهاى الهى و مستكبرانى كه ذكر آنان گذشت ، تضادّى ماهوى و ريشه دار و مستمرّ است ، در عرض استمرار ستم و سركشى از يك سو ، و ناكامى و استضعاف از سويى ديگر ، در تاريخ دراز دامن و آكندهء انسان از ستمكشى و ستمگرى .
هامش
« 1 » فصل 50 ، از اين باب ( جلد پنجم ) . « 2 » « سورهء هود » ( 11 ) : 29 .