جهتگيرى اقتصادى اسلام جهتگيريى انسانى و عام است ، بدون هيچ تخصيص ، از آن جهت كه انسان آفريدهء خداى متعال است ، و خداوند او را آفريده و روزى او را تضمين و سهم او را تأمين كرده است .
جهتگيريهاى اساسى مكتب اقتصادى اسلام آشكارا در ضمن تعبيرهاى وارد در قرآن كريم به نظر مىرسد ؛ هدف آيات اقتصادى اين كتاب آسمانى عام و فراگير است و همهء افراد بشر و جوامع بشرى را شامل مىشود . اين شمول و عموميّت - چنان كه قرآن آن را ترسيم كرده است - رنگ انسانيى عالى و نمونه دارد ، بدانسان كه نظير آن در مكتبهاى اجتماعى و اقتصادى ديگر كمتر ديده مىشود ؛ از جملهء اين گونه آيات است آيهء : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ ، إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ ، وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ) * « 1 » اى اهل ايمان ! اموال خود را - ضمن روابطى كه داريد - به ناحق و ناروا ( و به صورتهايى كه از نظر شرع باطل و نادرست است ) مخوريد ، مگر اينكه از راه داد و ستدى باشد با رضايت هر دو طرف معامله ؛ و يك ديگر را مكشيد . . . » . به اين آيه و خطاب عام و محبّت آميز آن بنگريد ، كه همهء اجتماع را طرف خطاب قرار مىدهد ، و به جامعه به صورت واحدى داراى هويّت مستقل و به شكل « يك پيكر » نگاه مىكند ، و خللى را كه بر قضاياى اقتصادى و مبادله و مالكيّت وارد مىشود ( همچون قمار ، احتكار ، فريب در خريد و فروش ، كم فروشى ، گرانفروشى ، بهره كشى از مزدوران و كارگران ، كاستن از حقوق رنجبران ، رشوه دهى و رشوه گيرى و ديگر دستاويزهاى ناحق براى به دست آوردن مال و بهره مند شدن از آن ) ، سببى براى انتحار اجتماعى و كشته شدن نفوس بشرى مىداند .
قرآن كريم ، در گروهى از آيات خود - با سبك ويژهء خويش - در زمانى به بيان بسيارى از مسائل تازهء زندگى نوين انسان پرداخته است كه اين گونه مسائل شناخته و مطرح نبوده است ، و قرآن آنها را به صورتى كلَّى بيان كرده و راههاى حلّ آنها را به شكلى نشان داده است كه با
هامش
« 1 » « سورهء نسا » : 29 .