تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
اخلاقى در جامعه رايج شود ، تا از اين راه بتوانند به زندگى حيوانى اشرافى خود ادامه دهند ؛ آيهء * ( « وَإِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً ، أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها . . . » ) * - كه ترجمهء آن در صفحهء 171 گذشت - به همين امر اشاره مىكند . ( 4 ) - زندگى انگلى و لوازم تحميلى آن بر جامعه : زندگى نخوتآميز و تنعّمگرا ، زندگيى است انگلى ، و برخوردار از بيكارى و فراغت ، و مبتنى بر بهره كشى از ديگران به صورتهاى گوناگون . مصرفگرايان خودخواه پيوسته از نعمتهاى فراوانى كه در دسترس خود دارند متنعّم مىشوند . و اين - در بيشتر اوقات - تابعى است از غصب كردن حقوق مردم و انباشتن اموال فقيران و محرومان و كارگران و كشاورزان و رنجبرانى كه در خدمت ايشانند . در اين باره مولاى ما امير المؤمنين « ع » مىفرمايد : « ما جاع فقير إلا بما منع غنيّ « 1 » هيچ مستمندى گرسنه نمىماند ، مگر از آنكه توانگرى حق او را باز مىدارد » . و امام حسن عسكرى « ع » مىفرمايد : « أغنياؤهم يسرقون زاد الفقراء « 2 » توانگران آنان روزى ( و امكانات زندگى ) مستمندان را مىدزدند » . از لوازم اين زندگى و شرايط بقا و ادامهء آن اين است كه مردمان نسبت به حقوق خود نادان بمانند ، و در فتنه و فساد سرگردان باشند ، و در غفلت و سادگى و مشاجره و كينه ورزى نسبت به يك ديگر غرق شوند ، و هيچ در انديشهء سرنوشت خودشان و افراد ملَّتشان نباشند ، و در بارهء حقوق و ارزشهاى خويش بىاعتنا گردند ، و از آموزشهاى دينى خود در بارهء احقاق حق و از بين بردن جور و ستم ناآگاه باشند ، و همچون وسايل و افزار كار ، در دست قدرتهاى مالى ، و بازيچه هايى در خدمت گردانندگان اقتصاد جامعه و هوسهاى آنان باقى بمانند . هنگامى كه مردمان با فرو رفتن در پستيها و تباهيها ، و غوطه خوردن در مصرف بيش از حد مواهب و نعمتها ، از مسير فطرت انسانى الهى ،
هامش
« 1 » « نهج البلاغه » / 1242 ؛ « عبده » 3 / 231 . در اين شرح : « إلَّا بما متّع به غنيّ مگر از آنكه توانگرى بيش از اندازه استفاده مىكند » . « 2 » « مستدرك الوسائل » 2 / 322 .