- به سبب نيرومندى و جاه و مالى كه در اختيار دارند - از نفوذى فراوان در ديگر گروههاى اجتماعى برخوردارند ؛ مردمان به آنان نگاه مىكنند ، و در روش زندگى و اعمال و حركات و طرز لباس پوشيدن و چيزهايى نظير اينها به تقليد از آنان مىپردازند ، و دوست مىدارند كه - اگر چه به صورت ناقص - شبيه ايشان باشند . و اين حالت همان چيزى است كه خود اين توانگران مسرف نيز خواهان آنند ، يعنى مىخواهند كه افراد و خاندانها در غل و زنجير تقليد كوركورانه به سر برند ، و براى به دست آوردن هزينه هاى سنگين زندگى تقليدى و تحميلى خود ، همواره كار كنند و گرفتار و نيازمند باشند ، تا ديگر در برابر زندگى استثمارگرانه و تنعّمزدهء آنان كسانى توان عرض اندام نداشته باشند .
و اين امرى آشكار است ، زيرا جامعه اى كه پايه هاى استوار آن فرو ريزد ، و اخلاق والاى آن افت كند ، راهى بلكه توانى براى مبارزه و ايستادگى در برابر هيچ تعدّى و تجاوزى - خواه اقتصادى و خواه غير اقتصادى - ندارد . و افت و پوكى اخلاقى كه به آن اشاره كرديم ، و با سرايت كردن از زندگى و رفتار معيشتى و مصرفى شادخواران ، جامعه را فرا مىگيرد ، از دو راه خواهد بود :
يك - راه عادى ، چون زندگى مصرفى - بنا بر طبيعت افراطى خود - مستلزم مفاسد اخلاقى و غرق شدن در مصرف بيش از اندازه است « 1 » ، و بهره بردارى از لذّات و فراموش كردن آرمانهاى عالى و غافل ماندن از واقعيّت و جوهر انسانى و چسبيدن به زمين خاكى و بهره گيرى از آن و آرايشهاى كاذب آن . پس اگر گروهى چنين زندگيى را در پيش گيرند ، ناگزير روحيّات پوكشدهء ايشان در ساير گروهها نفوذ پيدا مىكند و رفته رفته الگوى تقليد همگان مىشود .
دو - راه تحميلى ، و آن راهى است كه شادخواران با همهء نيروى خود مىكوشند تا آن را بر جامعه تحميل كنند ، و ديگران را به الگوپذيرى از اخلاق پوك خود - يعنى زندگى مصرفى - وادار سازند ، و اجتماع را به شكلى آلوده كنند كه مقياسها و نمونه ها دگرگون شود ، و ايستادگى معنوى افراد ملَّت از ميان برود ، و بىبند و بارى و سقوط
هامش
« 1 » نيز فصل 40 ، از اين باب ( جلد چهارم ) .